منو سخنرانی مکتوب

ENGLISH TABARAK

منو بهداشت و سلامت

روضه ی شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها _ حجت الاسلام میرزامحمدی

 

"وَ أمَّا ابْنَتُکَ، فَـتُظْلَمُ وَ تُحْرَمُ وَ یُؤْخَذُ حَـقُّها غَصْباً الَّذی تَجْعَلُهُ لَها" به هفت گوشه از مصائب فاطمه اشاره کرد ، اولین اونها ، اما دختر فاطمه بعد از تو چه می کشه ، به او ظلم میکنن ، او رو از حقش محروم می کنن ، فدک رو به زور از دخترت زهرا می گیرن ، این سه تا ؛ "ویُدْخَلُ عَلی حَریمِها" کاش فقط همین تیکه رو می گفت که ناظر به آمدن پشت دره" اما بلافاصله فرمود "یُدْخَلُ َ عَلی مَنْزِ لِها بِغَیْرِ إذْنٍ" بدون اجازه میان در خونش ، وارد خونش میشن ، دیگه اینو ترجمه نمی کنم ، اگه اهل روضه باشی میفهمی .... همینطوری از کنارش عبور نمی کنن "ثم یمسها حوانن و ظل" دیگه چی؟!! "وَ تُضرَبُ و هیَ حامِلٌ" دخترتو میزنن در حالی که بارداره این صدمات با فاطمه چه می کنه ؟!! فرمود : "و تَموت مِن ذلِک الضَّرب" همینطورم شد که امام صادق علیه السلام حال مادرش رو این روزها اینگونه گزارش کردن "لزمت الفراش" یعنی یه جوری تو بستر افتاد حتی ، دست به دیوارم نمی تونست راه بره "نحل جسمها وذاب لحمها" گوشت بدن مادر ما آب شد "حتی صارت كالخیال" یعنی از مادر ما فقط یه شبهی باقی ماند.....ناله بزن یا زهرا .......

روضه_ورود کاروان اباعبدالله علیه السلام به کربلا_شب دوم محرم 94_قسمت پایانی_حجت الاسلام میرزامحمدی

 

کربلا ... کربلا ... کربلا ...

"ماضلت منه کرب و بلا ...." حسین ...

انقده پیغمبر از ماجرای کربلا و کشته شدن ابی عبدالله برا صحابه حرف زده بود، که ابن عباس مینویسد همه میدونستیم حسین وچجوری می کشن و کی میکشه و کجا میکشه ؛ لذا هر جایی که حسین وارد میشد ما او رو احترامش می کردیم؛طاووس یمانی میگه انقده پیشانی و زیر گلوشو پیغمبر بوسیده بودتو تاریکی هم ما حسین رو تشخیص میدادیم ..." یه نوری از اون بوسه های پیغمبر ساطع میشد ... یَا نُورَ الْمُسْتَوْحِشِینَ فِی الظُّلَمِ ... از تو گودال به همه ی ما از اون حنجره ش سلام کرد،سکینه جان به شیعیان من سلام منه حسین رو برسان ... از نورانیت سلام او ،من و تو گریه کن شدیم و روضه خوان ...

أَلسَّلامُ عَلى منحور فی الورا...

از دستورات اسلامی ما تو ذبح اینه، هیچ مذبوحی رو جلو بچه ش سر نبر ، هیچ مذبوحی رو جلو بچش ذبحش نکن ... اما امام اینجا میگه أَلسَّلامُ عَلى منحور فی الورا....همه داشتن تماشا می کردن ... نیزه ها بود که بالا می رفت ... شمشیرها بود که بالا میرفت ... تا قیامت این سلام اربابتو باید جواب بدی یعنی تو گدال هم ما رو فراموش نکرد ... ازت ممنونم آقا جان ...

خیلی حسین زحمت ما را کشیده است ...

زیر اون تیر و تیغ و نیزه و سنگ ؛ نگران عاقبت بخیری ما بودی آقا ... ما چه جوری جبران کردیم ؟؟

رسید کربلا، مرحوم ابی مخنف می نویسد : هفت تا مرکب عوض کرد،دید هیچ کدوم قدم بر نمیدارن ... بعد پرسید نام این سرزمین چیه ؟ گفتن غاضریه ،نینوا ، شاطئ الفرات ..." تا گفتن یه نام دیگه هم داره که بهش میگن کربلا تنفس الصعداء ... اول یه نفسه عمیقی کشید ... بعد فرمود اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ ....

حسین ....

حسین جان تو میدونی ما سیری از گریه ی به تو نداریم ... اما وقت گذشته باید زود رد شم، بعد فرمود :هاهُنا وَاللّهِ مَناخُ رِکابِنا..." شترا همینجا زانو بزنن ... هاهُنا وَاللّهِ قَتْلُ رِجالِنا ..." سفَکُ دِمائِنا..." همین جا خون ما رو میریزن" یه جمله ی دیگه ام گفته .. هاهُنا وَاللّهِ ذِبْحُ اَطْفالِنا ..." حسین ... و هَتْکُ حَریمِنا و سُبِیَ نِسَاؤُنَا..." آی حسین ...

دستور داد خیمه هاشو به پا کنن ،بعد که خیمه ها به پا شد همه رفتن دور محمل زینب ،مبادا کسی سایه عقیله ی بنی هاشم رو ببینه ..." اصحاب فاصله گرفتن ..." یه جوری پیاده شد حتی خورشیدم چهرشو ندید .. این خانمی که داره پیاده میشه از ناقه، پنجاه و شش سالشه تو این پنجاه و شش، سال تاریخ نوشته هیچ کسی قد و قامتشو ندیده، تا کربلا هیچ چشمی قد و قامتشو ندیده بود ... اما بعد کربلا برعکس شد یابن الحسن چشمی نبود که قد و بالای عمه جانتو ندیده باشه.... ای حسین

 


ای دادخواه عترت و قرآن بیابیا

ای زخم دین به تیغ تو درمان بیابیا

فقط منو شما نمیگیم بیابیا

از زخم هر شهید ندا میشود بلند

ای التیام زخم شهیدان بیابیا

تا چند شیعه ناله ی یابن الحسن زند

ای شیعه را پناه و نگهبان بیابیا

یابن الحسن،یابن الحسن

درمان درد عترت و قرآن ظهور توست

داروی زخم های فراوان بیابیا

این مردم قریب به پنجاه شب و روز از اول محرم،گفتم:اول محرم،انگار همین دیروز بود پیرهن مشكی به تن كردیم،دیدید چقدر زود گذشت،محرم و صفر میاد و میره،خوش به حال اونایی كه تو این دو ماه عزا یه كاری می كنند،یه عملی انجام میدهند دل امام زمان و بدست میارن،چقدر دنبال این بودی یه كاری كنی امام زمانت رو خوشحال كنی،امشب اومدی شام اربعین بگی یا بقیة الله،منم مثل شما،به تأسّی از شما،شما كه فرمودید:یا جدا، فَلَئِنْ أَخَّرَتْنِى الدُّهُورُ ، وَ عاقَنی عَنْ نَصْرِك َ الْمَقْدُورُ،همه ی شما با این فرازها آشنایید،اونایی كه زیارت ناحیه خوندند،منم مثل شما،شمایی كه فرمودی یا جدا اگه كربلا نبودم،اگه نبودم روز عاشورا یاری ات كنم،یا جدا ، فَلاََ نْدُبَنَّك َصَباحاً وَ مَسآءً؛شب و روز برات گریه میكنم،امام زمان فرمود: وَ لاََبْكِیَنَّ لَك َ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً،به جای اشك،نه اینكه اشك چشمم تمام بشه،به جای اشك خون گریه میكنم،آقا جان ماهم مثل شما،نه اینكه مثل شما،ما هم به تبعیت از امام زمانمون اومدیم زیر خیمه عزا،حالا كه نمیتونیم كربلا باشیم،حالا كه از قافله ی كربلایی ها جداشدیم و عقب موندیم،لااقل خودمون رو با گریه به شما برسونیم و نزدیك كنیم،آقاجان،امشب یه نظری به این چشمهای عاشق بینداز،آقای من،مولای من،یا صاحب الزمان:

درمان درد عترت و قرآن ظهور توست

داروی زخم های فراوان بیابیا

دوتا سئوال مقدمه ی روضه منه ، ببینیم چطوری ناله میزنید،این سئوال رو از آقات میكنی،حرف دل شیعه،حرف دل سوخته ی شیعه اینه:

تا كی میان مقتل خون دست و پا زند

جدت حسین با لب عطشان بیابیا

یه سئوال دیگه:امام زمان

تا كی

علماء،سادات،من و ببخشند،شام اربعین ِ اگه نبود،از این یه بیت میگذشتم،آقاجان،روز ،روز مصیبت عمه جان شما زینبه،امروز همه ی مردم یه روضه ی مشترك داشتند،امروز زن و مرد همه یه ذكر مشترك میگفتند،از اول صبح گفتی یا نه؟اگه نگفتی الان بگو،همه با هم یه روضه میخوندند،این روضه:امان از دل زینب،یا صاحب الزمان:

تاكی مهار ناقه ی زینب به دست شمر

با اشك چشم و موی پریشان بیابیا

 

امروز كربلا زینب روضه گرفته،مجلس ختم برای حسین برپا كرده،همه هركدوم یه گوشه ای ایستاده بودند،هر كی یه صورت قبر رو بغل می كرد،هر كی یه جور ناله می زد،نوحه ها فرق می كرد،یكی میگفت: جوانان بنی هاشم بیایید،یكی اون طرف تر میگفت،صدا میزد:گلم تاب ندارد،حرم آب ندارد،یكی اون طرفتر میگفت:سقای دشت كربلا اباالفضل،اباالفضل،اما همه ی این روضه هارو زینب جمع كرد،یه مرتبه دیدند یه خواهری داره ناله میزنه،همه روضه خونها ساكت شدند،گفتند بشنویم زینب چی میگه:آخ، اگر كشتند چرا آبت ندادند...حسین...صدا نمونه تو سینه،معلوم نیست اربعین سال دیگه زنده باشیم یا نه،حسین.....هی خاكهارو میریخت رو سرش،هی میگفت،بیچاره زینب،الان برم مدینه سراغ حسین رو از من بگیرن،جواب چی بدم،بگم حسین و تو گودال جا گذاشتم،ای حسین........زبون حال میگم،تصورم اینه،میشه زینب كنار قبر برادر قرآن نخونده باشه،آخه از باباش علی یاد گرفت،باباشم میرفت سر قبر مادر میخواست آروم بشه،آخه خود فاطمه وصیت كرد،كجا رفتم،یازهرا،كجا رفتم روز اربعین،قربون دل سوخته ات برم زینب،شاید دلت برا روضه ی مادر تنگ شده،علی فاطمه شو دفن كرد،خودش با دست خودش خاك ریخت،سنگ لحد گذاشت،دستاشو به هم زد نشست رو قبر،شروع كرد قرآن خوندن،آخه زهرا فرموده بود،علی جان نكنه منو دفن كنی زود بری،تنهام نذار،بشین بالا قبرم قرآن بخون،شاید میخواست بگه،وقتی بهم گفتن امامت كیه؟میخوام بگم این آقای غریب بالای قبر،این كه داره گریه میكنه...

اطلاعات تماس

 

روابط عمومی گروه :    +989101660080

 

سامانه پیام کوتاه :     30002644555555

 

آدرس : استان قم شهر قم گروه پژوهشی تبارک

 

پست الکترونیک :    Tabarak124000@gmail. Com

 

جستجو در سایت

درباره گروه تبارک

گروه تحقیقی تبارک با درک اهميت اطلاع رسـاني در فضاي وب در سال 88 اقدام به راه اندازي www.Tabarak.ir نموده است. اين پايگاه با داشتن بخشهای مختلف هزاران مطلب و مقاله ی علمي را در خود جاي داده که به لحاظ کمي و کيفي يکي از برترين پايگاه ها و دارا بودن بهترین مطالب محسوب مي گردد.ارائه محتوای کاربردی تبلیغ برای طلاب و مبلغان،ارائه مقالات متنوع کاربردی پاسخگویی به سئوالات و شبهات کاربران,دین شناسی،جهان شناسی،معاد شناسی، مهدویت و امام شناسی و دیگر مباحث اعتقادی،آشنایی با فرق و ادیان و فرقه های نو ظهور، آشنایی با احکام در موضوعات مختلف و خانواده و... از بخشهای مختلف این سایت است.اطلاعات موجود در این سایت بر اساس نياز جامعه و مخاطبين توسط محققين از منابع موثق تهيه و در اختيار كاربران قرار مى گيرد.

Template Design:Dima Group