منو

چهارشنبه, 03 خرداد 1396 - Wed 05 24 2017

موسیقی شیطانی

موسیقی شیطانی
در دهه 1960م. شيطان‏ پرستى توسط سرمايه‏داران يهود مورد حمايت قرار گرفت و چند گروه شيطان‏پرست در انگلستان و ايالات متحده آمريكا، به وجود آمدند كه معروف‏ترين آنها، تشكل «كليساى شيطان»، در شهر سان‏فرانسيسكو بود. امروزه ديگر صليب‏هاى وارونه، ستاره پنج پر، صورت‏هاى نقاشى شده، ماسك‏هاى حيوانات درنده شاخ‏دار، برهنه پوشى و...، تنها نشانه‏ها و سمبل‏هاى شيطان‏پرستى نيست. عمده‏ترين نشانه شيطان‏پرستى را در تجاوز و قتل - به ويژه در تجاوز به كودكان و نوجوانان و قتل آنان - بايد ديد. شيطان‏پرست‏ها موظفند كه هميشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسيح و ساير مقدسات اعلام كنند.

استفاده از موسيقى، مهم‏ترين ابزار اين فرقه، در جهت تبليغ عقايد خود و نيز تحت تأثير قرار دادن جامعه، به خصوص قشر جوان مى‏باشد. اين گروه‏ها گاهى خود اذعان مى‏كنند كه شيطان‏پرست هستند و برخى از آنان بدون اين ادعا، به تضعيف بنيان‏هاى ارزشى و دينى و تبليغ افعال شيطانى مى‏پردازند. با توجه به فراوانى موسيقى‏هاى مبلغ اين گروه‏ها در ايران و رويكرد برخى جوانان بى‏اطلاع به اين نوع موسيقى و حتى چاپ كتاب حاوى متن اين موسيقى‏ها و سرمايه‏گذارى زياد دشمن در اين باره، بررسى و تحقيق پيرامون اين موضوع و اطلاع‏رسانى و آگاهى افكار عمومى، امرى ضرورى به نظر مى‏رسد. خبرگزارى فارس طى خبرى در تاريخ 20.10.1383 پرده از اين فعاليت‏ها برداشت و در اين باره چنين گزارش داد:

«امين، دانشجوى يكى از رشته‏هاى گروه پزشكى دانشگاه كه از افراد مؤثر گروه شيطان‏پرست هوى متال در ايران است، مدتى پيش به صورت اتفاقى و بر اساس درخواست يكى از دوستان خود كه قصد بازديد از جبهه‏هاى جنوب كشور را در كاروان‏هاى راهيان نور داشت، به همراه جمعى از دانشجويان، عازم اين مناطق شد كه تأثيرات روحى اين سفر، زمينه‏ساز رويگردانى وى از فعاليت در گروه‏هاى فعال شيطان‏پرست و بيان حقايقى قابل توجه درباره آنها شده است. به گفته اين فرد، عناصرى از رژيم صهيونيستى كه در كشور امارات حضور دارند، شبكه اصلى هدايت گروه‏هاى هوى متال را در ايران، در دست دارند. بر اساس اسناد ارائه شده توسط امين، حساب‏هاى ارزى اين گروه در شبكه بانكى كشور است و از طريق شبكه اينترنت هدايت مى‏شود و در سال گذشته، حدود هشت ميليون دلار آمريكا به اين حساب‏ها واريز شده است كه بين گروه‏هاى شيطان‏پرست، در شهرهاى مختلف ايران، توزيع گرديد. وى با بيان اين كه تعداد اعضاى اين گروه در برخى شهرهاى كشور به دو هزار نفر بالغ مى‏شود، اضافه كرد: مطالب ارائه شده نشان مى‏دهد كه برخى فعاليت‏هاى ضدامنيتى نيز توسط برخى عناصر خاص در اين گروه‏ها، براى رژيم صهيونيستى انجام مى‏شود. وى با يادآورى اين كه مجوزهاى ارائه شده توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى براى چاپ گسترده كتاب‏هاى گروه‏هاى هوى‏متال در كشور، زمينه ارتباط نزديك فكرى اعضاى اين جريان در سراسر كشور را فراهم ساخته است، افزود: در سال‏هاى اخير، به دليل عدم وجود نظارت و كنترل واقعى در كشور، گروه‏هاى اجتماعى معارض، كاركرد سياسى و ضدامنيتى پيدا كرده، زمينه سوءاستفاده‏هاى ضدملى بيگانگان از آنها فراهم شده است. در حال حاضر، گروه متال، با قديمى شدن علاقه به رپ در ايران، طرفداران بيشترى را جذب كرده است».

در اين مقاله سعى مى‏شود تا به بررسى برخى از اين موسيقى‏هاى شيطانى و شيطان‏پرستى پرداخته شود.

1. موسيقى رپ‏

RAP، فرهنگى كه به ويژه به جوانان سياه و اقشار تحتانى در جوامع غرب تعلق دارد و از آمريكا سرچشمه گرفته، شورش‏گران سراسر جهان را تحت تأثير قرار داده است. موسيقى‏RAP ، از تكامل اشكال ديگرى از موسيقى سياهان در محله‏هاى فقيرنشين برانكس نيويورك و تا حدودى هارلم شكل گرفته است. اين محلات، نقطه تمركز گروه‏هايى از سياهان است كه سال‏ها پيش، تحت شرايط فلاكت‏بار اقتصادى، مجبور به مهاجرت از ايالات جنوبى به شهرهاى بزرگ نظير نيويورك شدند. در اواخر دهه 1960م. وقتى كه آمريكا زير ضربه مبارزات انقلابى در كشورهاى تحت سلطه‏اش، به ويژه ويتنام، قرار داشت و انقلاب چين نيز بر شورش‏گران و انقلابيون در ايالات متحده تأثير نهاده بود، در شهرهاى بزرگ آمريكا، تضادهاى طبقاتى ميان سياهان با بورژوازى امپرياليستى و پايه‏هاى اجتماعى‏اش، شدتى فوق‏العاده يافت. بين محلات فقيرنشين سياه با ساير نقاط شهر نيويورك، چيزى شبيه به خط مرزى وجود داشت. خط مرزى، شاهد درگيرى دسته‏هايى متشكل از سفيدهاى نژادپرست و پليس با گروه‏هاى بزرگ و متشكل جوانان سياه بود. گروه‏هاى RAP از دل همين تشكيلات شورشى سياه شكل گرفتند. در اين جا قسمتى از نخستين ترانه RAP اعتراضى را كه از معروفيتى بين‏المللى برخوردار است و «پيام» نام دارد، مى‏خوانيم؛ اين ترانه كه از آثار گرند مستر فلش و گروه فوريوس فايو است، حكايت كننده شرايط نابسامان طبقه‏هاى فقيرنشين جامعه است:

«دستم را بروى اسلحه‏ام مى‏فشارم؛ زيرا قصد جانم را كرده‏اند. مرا هل ندهيد؛ ديگر جان به لبم رسيده؛ مى‏كوشم به سيم آخر نزنم. اين جا درست مثل يك جنگل است و بعضى وقت‏ها تعجب مى‏كنم كه چگونه مى‏توان جان سالم به در برد».

در همان سال‏هاى نخستين شكل‏گيرى رپ، با دخالت قدرتمندان، هدف‏هاى سياسى و اجتماعى گروه‏هاى سياه‏پوست، دست‏خوش نوعى تحريف گرديد و در نتيجه، به ابزارى در دست سياست‏مداران صهيونيسم تبديل شدند. در طول مدتى كه رپ شكل مى‏گرفت، عناوين مختلفى از اين نوع موسيقى، توسط موسيقى‏دان‏ها به وجود آمد و با پيوستن خوانندگان معروفى به اين گروه، موسيقى رپ، طرفداران زيادى را به خود جلب كرد. آن رپ، نسبت به گروه‏هاى ديگر، طرفداران بيشترى دارد و جوانان علاقه‏مند به موسيقى، آن را گوش مى‏دهند و براساس مدل‏هايى كه به آنها القا مى‏شود، لباس مى‏پوشند و آرايش‏هاى ظاهرى رپ را برمى‏گزينند. شلوارهايى كه پاچه گشاد آنها بر روى زمين كشيده مى‏شود، مانتوهايى با آستين‏هاى بلند، موهاى روغن‏زده و چسبيده بر سر، عينك‏هاى دودى با قالب فلزى، خط ريش پايين‏تر از گوش پسران و روسرى‏هاى كوچك و معمولاً سفيدرنگ دختران، ويژگى‏هاى ظاهرى افراد گروه رپ است.

برخى از گروه‏هاى زيرمجموعه رپ عبارتند از:

Ace of Baseكه در سبك موسيقى پاپ از سال 1988م. در آمريكا و اروپا برنامه اجرا مى‏كنند. اعضاى اين گروه، چهار خواننده سياه‏پوست هستند كه اغلب اشعارشان، پيرامون عشق و روابط آزاد غيراخلاقى مى‏باشد.

New Kids of The Blackكه از سال 1987م. برنامه اجرا مى‏كنند و آهنگ‏هاى آنها بسيار تند و با مضامينى درباره عشق و زندگى است. خوانندگانى به نام‏هاى كوئين و جيمى، به همراه دو سياه‏پوست ديگر، عضو اين گروه مى‏باشند و همگى هم‏جنس‏باز هستند.

2. موسيقى متال‏

موسيقى متال، داراى زيرمجموعه‏هاى زيادى است كه برخى از آنان جزء مهم‏ترين گروه‏هاى شيطان‏پرست محسوب مى‏شوند؛ مانند هوى متال، بلك متال و... .

Black Metal

از زمانى پديد آمد كه نئووايكينگ‏هاى نروژ، در جست‏وجوى راه و وسيله‏اى براى نابود كردن مسيحيت در نروژ و بعد در تمام دنيا بودند و در اين راه، انسان‏هاى بسيارى را كشتند و كليساهاى زيادى را آتش زدند و بلك متال را بى‏نهايت نواختند تا شايد خداى تاريكى‏ها باز گردد. موسيقى‏اى كه بيانگر دنياى تاريك، سرد و بى‏روح است و سبكى مملو از خشونت، مرگ و كشتار، به اين گروه اختصاص دارد.

Death Metal

مرگ، يگانه حقيقتى است كه راه فرارى از آن نيست. درباره مفهوم مرگ، شيطان‏پرستان به دو دسته بسيار بزرگ تقسيم مى‏شوند: دسته اول، كسانى هستند كه خودآگاهانه، مرگ و ماندن در جهنم را ترجيح مى‏دهند و دسته دوم، كسانى هستند كه منكر مرگ هستند و بر اين گمانند كه پرستش شيطان، كفايت مى‏كند تا او آنان را از چنگال مرگ رهايى بخشد و عمرى جاودان، نصيب آنان گرداند. از اين لحاظ، دسته اول خطرناك‏ترند؛ زيرا آگاهانه به جنگى نامقدس در برابر خداوند روى مى‏آورند؛ جنگى كه مى‏دانند در آخر به شعله‏هاى آتش ختم مى‏شود. آنان گناه را زينت درونى انسان تصور مى‏كنند و به مرحله‏اى مى‏رسند كه ديگر گناه براى زندگى آنان، از آب و نان نيز ضرورى‏تر مى‏شود؛ تا درجه‏اى كه ديگر چيزى جز گناه نمى‏بينند. آنان به هر گناهى دست مى‏زنند؛ ربا، قتل، دروغ، تهمت، دزدى، شرب خمر، هتاكى به مقدسات و مؤمنين، اعمال منافى عفت و... .

تعداد ديگرى سبك متال وجود دارد كه هر كدام داراى خصوصيات خاص خود هستند؛ اما وجه اشتراك بسيارى از آنان رواج خشونت و فحشاست.

آن چه ذكر شد، بيانگر بخشى از فرهنگ غرب و در رأس آن آمريكاست. اين سخن بوش كه «ارزش‏ها و موضوعات مورد علاقه آمريكا براى هر كسى و در هر جامعه‏اى درست و مفيد است» و نيز اين سخن او كه «اهداف آمريكا، برقرارى صلح، تداوم آزادى و رسيدن به سعادت و خوشبختى است»، چه معنايى مى‏تواند داشته باشد؟ شايد اين سخن توماس فردمن، تحليل‏گر سياسى آمريكا كه «جنگ با اين دشمن (اسلام)، با ارتش ممكن نيست؛ بلكه بايد در مدارس، مساجد، كليساها و معابد به رويارويى با آن پرداخت و در اين راه، جز با همكارى روحانيون، كشيشان و راهبان، نمى‏توان به پيروزى دست يافت»، تفسير و معنايى براى اين سخنان سردمداران آمريكا باشد.

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد