منو

شنبه, 06 خرداد 1396 - Sat 05 27 2017

احکام دو دقیقه ای(شماره هفتم)

احكام دو دقیقه ای
احكام آسان‏
احكام اسلامى سهل و آسان است. به چند نمونه از آنها اشاره مى ‏شود:
1. تكليف در حد توانايى و قدرت.[1]
2. آسان گرفتن بر مضطر و بيمار در نماز، روزه و ...
3. تخفيف در نماز مسافر.
4. بيمارى موجب سقوط برخى از تكاليف همچون روزه دارى، انجام غسل، شركت در نماز جمعه، شركت در جهاد و ... است.[2]
5. زنان در عادت ماهانه نبايد نماز بخوانند.
6. ملاك نجاست اشياء علم و يقين است و تحقيق از نجاست اشياء لازم نيست.
7. در برخى از احكام براى آسان شدن تكليف اجازه تبديل داده شده است مانند كسى كه آب براى او ضرر دارد، اجازه تيمم بدل از وضو يا غسل داده شده است.[3]
8. كسى كه روزه سال قبل را به دليل بيمارى نگرفته است، اگر تا سال بعد بيماريش طول بكشد، قضا نمى خواهد.
9. سخت نگرفتن بر بدهكار تنگدست.[4]
10. آب استنجاء (آبى كه براى شستن خود در دستشويى استفاده مى ‏شود) با شرايطى پاك است، و لو آب قليل باشد.
11. شستن زخم‏ هاى خونى بدن در صورتى كه شستن آن مشكل باشد، نياز نيست.
12. مجموعه احكامى كه در رساله ‏ها به صورت تدريجى آمده است و در هر مرحله تخفيفى داده شده است. مانند كسى كه نمى تواند ده نفر را سير كند، سه روز روزه بگيرد و ...
13. در فقه چهار اصل آسان وجود دارد:
الف) اصالة الطهارة: به صورت طبيعى همه چيز پاك است مگر آنچه را كه علم داريم نجس است.
ب) اصالة الحلية: قانون ديگر اين است كه همه چيز حلال است مگر آنچه را كه بدانيم حرام است.
ج) اصالة الصحة: در كارهاى انجام شده ‏اى كه انسان شك دارد صحيح انجام شده يا خير بايد بنا بر صحت بگذارد.
د) اصالة البرائة: شخصى كه شك دارد عبادتى از او فوت شده و يا به ديگران بدهكار است بنا مى‏ گذارد بر اين كه بدهى ندارد.
وظيفه يا سليقه‏
در احكام مجموعه ‏اى از مسائل شرعى مطرح است كه بايد طبق وظيفه عمل نمود نه سليقه، در اينجا به سه نمونه اشاره مى ‏شود:
1. وظيفه نمازگزار گرفتن وضو است و در شرايط خاص بايد تيمم نمايد.
2. نمازگزار بايد ايستاده نماز بخواند و در شرايط اضطرار با ترتيب اولويت به صورت نشسته يا خوابيده مى ‏تواند بخواند.
3. نمازگزار بايد در سجده پيشانى ‏اش را بر مهر بگذارد و در شرايط خاص مى ‏تواند پيشانى را بر پشت دست قرار دهد و براى هر يك از نمونه‏ هاى فوق ترتيب و شرايطى در توضيح المسائل آمده است.
سه ويژگى آب مضاف‏
1. پاك كننده نيست.[5]
2. با برخورد به نجاست، نجس مى ‏شود.[6]
3. وضو و غسل با آن باطل است.[7]
ويژگى‏ هاى آب قليل‏
1. با برخورد به نجاست نجس مى ‏شود.[8]
2. غساله آب قليل نجس است.[9]
3. زمين نجسى را كه آب بر آن جارى نمى ‏شود را پاك نمى ‏كند.[10]
برخى از خصوصيات باران‏
1. اگر باران بر چيز نجسى كه عين نجس در آن نيست يك بار ببارد، پاك مى ‏شود.[11]
2. اگر باران بر فرش و لباس نجس ببارد و خيس شود پاك مى ‏شود و فشار لازم ندارد.[12]
3. اگر باران بر زمين نجس ببارد پاك مى ‏شود.[13]
4. هر گاه باران در جايى جمع شود، اگر چه كمتر از كُر باشد، تا موقعى كه باران مى ‏بارد حكم آب كر را دارد و چنانچه با نجس برخورد كند، مثلاً چيز نجسى را در آن بشويند، تا زمانى كه بو يا رنگ يا مزه نجاست نگرفته است، پاك است.[14]
5. آب باران همه متنجس ‏ها را پاك مى ‏كند.[15]
دو نكته درباره حياء در احكام‏
1. ارتكاب اعمالى كه موجب از بين رفتن حياء در ميان برادران دينى نسبت به يكديگر مى ‏شود مكروه است.[16]
2. در انجام تكاليف شرعى حياء معنا ندارد و حياء عذر شرعى براى ترك واجب نيست.[17]
رو به قبله بودن سه صورت دارد
1. واجب مانند رو به قبله خواندن نماز، رو به قبله كردن محتضر، دفن ميت، نماز ميت، ذبح حيوانات، خواندن سجده سهو و تشهد فراموش شده و ...[18]
2. مستحب مانند رو به قبله بودن در همه حالات مخصوصاً هنگام خواندن قرآن و اذان و اقامه.
3. حرام مانند رو به قبله بودن هنگام دستشويى.[19] مگر به هنگام ضرورت.[20]
مسأله: احتياط واجب آن است كه بچه را در وقت تخلى رو به قبله و پشت به قبله ننشانند ولى اگر خود بچه بنشيند جلوگيرى از او واجب نيست.[21]
اقسام وضو
وضو سه گونه است:
1. واجب مانند وضو براى نماز يا براى مسّ قرآن و ...[22]
2. مستحب مانند وضو براى قرائت قرآن و دعا و ...[23]
3. حرام مانند وضو بعد از غسل جنابت.[24]
واجب مُوسَّع و مُضَيَّق‏
يكى از تقسيمات واجب، موسع و مضيق است. در شرايطى كه واجبى وقتش ضيق و تنگ باشد، نوبت به واجبى كه وقتش وسعت دارد نمى ‏رسد. مثلاً در وسعت وقت نماز، اگر طلبكار، طلب خود را مطالبه كند، ابتدا شخص بايد قرض خود را بدهد و بعد نماز بخواند. و يا در صورت وسعت وقت نماز، اگر مسجد نجس شده باشد، تطهير آن مقدم بر خواندن نماز است. و در صورت تنگى وقت نماز آيات براى ماه گرفتگى ابتدا بايد نماز آيات را خواند.[25]
پنج نكته درباره نيابت‏
1. به طور طبيعى هر شخصى اعمال و تكاليف خود را، خود بايد انجام دهد، و عمل ديگران براى او كافى نيست، مگر در نيابت براى‏ اموات كه با اجرت (استيجارى) و بدون اجرت (تبرعى) مى ‏توان انجام داد.
2. نيابت در جميع مستحبات جايز است، چه براى افراد زنده و چه براى اموات، مانند زيارت، قرائت قرآن، صدقه و ...[26]
3. در صحت نيابت، شرط است كه نايب قصد نيابت نمايد و لازم نيست نام شخص را بر زبان آورد.[27]
4. نيابت يك نفر، از دو يا چند نفر در واجبات جايز نيست ولى در اعمال مستحبى يك نفر مى ‏تواند عملى را انجام دهد و ثواب آن را براى يك جمع اهدا كند.[28]
5. در نيابت، مرد بودن شرط نيست و زنان نيز مى ‏توانند نايب شوند.[29]
مواردى كه نماز خواندن با بدن و لباس نجس صحيح است‏
1. بدن يا لباس نمازگزار به مقدار كمتر از درهم (يك سكه) به خون آلوده باشد.
2. به واسطه‏ زخم يا جراحت يا دملى كه در بدن اوست لباس يا بدنش به خون آلوده شده باشد.
3. آن كه ناچار باشد با بدن يا لباس نجس نماز بخواند.
4. نداند بدن يا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد.
5. اگر كسى لباس يا بدنش را آب بكشد و يقين كند كه پاك شده است و با آن نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد پاك نشده است.[30]
مواردى كه نبايد يا لازم نيست سوره در نماز خوانده شود
1. اگر وقتِ نماز تنگ باشد نبايد سوره را بخواند.[31]
2. اگر انسان ناچار شود كه سوره را نخواند، مثلاً بترسد كه اگر سوره را بخواند، دزد يا درنده يا چيز ديگرى به او صدمه بزند، نبايد سوره را بخواند.[32]
3. اگر در كارى عجله داشته باشد مى ‏تواند سوره را نخواند.[33]
4. اگر به خاطر مريضى نتواند سوره را بخواند مى ‏تواند سوره را ترك كند.[34]
5. در ركعت سوم و چهارم نمازها كه اگر خواندن حمد را اختيار كرد سوره ندارد.[35]
6. در نماز احتياط.[36]
7. در نماز جماعت در صورتى كه در ركعت سوم يا چهارم اقتدا نمايد و به مقدار خواندن حمد، وقت داشته باشد و اگر بخواهد سوره را بخواند ركوع امام را درك نمى ‏كند.[37]
8. در نمازهاى مستحبى مگر نمازهاى مستحبى اى كه سوره در آنها شرط صحّت است.[38]
مواردى كه زياد شدن ركوع نماز را باطل نمى ‏كند
ركوع از واجبات ركنى نماز است كه با كم و زياد شدن عمدى يا سهوى آن نماز باطل مى ‏شود. مگر در موارد زير:
1. زياد شدن ركوع در نمازِ جماعت به سبب متابعت از امام جماعت در بعضى از موارد. مثل اين كه سهواً زودتر از امام سر از ركوع بردارد كه بايد دوباره به ركوع برگردد يا سهواً زودتر از امام به ركوع برود كه بايد سر بردارد و با امام به ركوع برود.[39]
2. در نمازهاى مستحبى اگر سهواً ركوع زياد شود نماز باطل ‏نمى ‏شود.[40]
مواردى كه تأخير نماز بهتر است‏
مستحب است انسان نماز را در اول وقت بخواند و هر چه به اول وقت نزديك باشد بهتر است اما تأخير آن گاهى از جهاتى لازم و گاهى بهتر است:
1. تأخير نماز ظهر و عصر براى خواندن نافله آنها.
2. خواندن نماز قضا براى كسى كه نماز قضا دارد.
3. كسى كه به واسطه عذرى براى نماز تيمم مى ‏كند و لو مى ‏تواند در اول وقت نماز بخواند ولى بهتر است تأخير بيندازد تا شايد عذرش برطرف شود.[41]
4. براى كسى كه حالت اقبال و توجه در اول وقت ندارد، مثل اين كه خوابش مى ‏آيد.
5. براى انتظار نماز جماعت يا بيشتر شدن مأمومين يا حضور در مسجد و ...
6. مسافرى كه در اول وقت بايد با عجله نماز بخواند.
7. تأخير نماز عصر و عشا به اول وقت فضيلتشان.
8. تأخير نماز مغرب براى كسى كه روزه است و گرسنگى يا تشنگى به او فشار آورده و يا كسى منتظر اوست.
9. تأخير نماز صبح براى كسى كه بعد از طلوع صبح مقدارى از نافله شب او باقى باشد و مى ‏خواهد بخواند.[42]
10. تأخير براى كسى كه نيازمند به تخلى در اول وقت است.[43]
11. اگر وقت نماز وسعت دارد و طلبكار هم طلب خود را مطالبه مى ‏كند در صورتى كه ممكن است بايد اول قرض خود را بدهد، بعد نماز بخواند و همچنين است اگر كار واجب ديگرى كه بايد فوراً آن را به جا آورد پيش آيد، مثلاً ببيند مسجد نجس است كه بايد اول مسجد را تطهير كند، بعد نماز بخواند و چنانچه اول نماز بخواند، معصيت كرده ولى نماز او صحيح است.[44]
مواردى كه تكرار نماز واجب است‏
1. پيش از وقت خوانده شده باشد.[45]
2. پشت به قبله يا به طرف راست يا به طرف چپ قبله به جا آورده است.[46]
3. مسافر در جايى كه بايد نمازش را شكسته بخواند، كامل خوانده يا برعكس.
كلام بى جا
اگر نمازگزار عمداً كلمه‏اى بگويد و بخواهد با آن معنايى را برساند، نمازش باطل است.[47] ولى در چند جا مانعى ندارد:
1. كلمه ‏اى را به قصد ذكر بگويد.[48]
2. خواندن قرآن غير از سوره ‏هاى سجده.[49]
3. دعا كردن.[50]
4. صلوات فرستادن.[51]
5. جواب سلام كه واجب است.[52]
چند نكته درباره سجده‏
1. در سجده بايد به مقدار گفتن ذكر واجب، بدن آرام باشد.[53]
2. بعد از تمام شدن ذكر سجده اول، بايد بنشيند تا بدن آرام گيرد و دوباره به سجده رود.[54]
3. اگر پيش از تمام شدن ذكر، عمداً سر از سجده بردارد، نماز باطل است.[55]
4. اگر هنگامى كه ذكر سجده را مى‏ گويد، يكى از اعضاى سجده را عمداً از زمين بردارد، نمازش باطل مى ‏شود ولى موقعى كه مشغول گفتن ذكر نيست، اگر غير از پيشانى جاهاى ديگر را از زمين بردارد و دوباره بگذارد، اشكال ندارد.[56]
5. چيزهايى كه سجده بر آنها صحيح است: عبارتند از خاك، سنگ، گل پخته، گچ، چوب، چمن و ... همچنين سجده بر چيزهايى كه از زمين مى‏ رويد و خوراك حيوان است، مثل علف و كاه صحيح است.[57]
7. سجده بر كاغذ، اگر از پنبه و مانند آن ساخته شده باشد، صحيح است.[58]
8. اگر در سجده اول، مهر به پيشانى بچسبد، بايد براى سجده دوم مهر را از پيشانى بردارد و بعد به سجده برود و اگر بدون اين كه مهر را بردارد، دوباره به سجده رود، نماز باطل است.[59]
9. اندازه مُهر بايد به اندازه يك درهم (سكه) باشد هر چند برخى از مراجع‏ تقليد همچون حضرت امام به ‏اندازه سر انگشت را كافى دانسته‏ اند.
سه نكته درباره نماز و روزه قضاى پدر
1. تا انسان زنده است اگر چه از خواندن نماز و گرفتن روزه خود عاجز باشد، شخص ديگرى نمى ‏تواند نماز او را بخواند يا براى او روزه بگيرد.[60]
2. بر پسر بزرگتر واجب است پس از مرگ پدر، نماز و روزه‏ هايى كه او نخوانده را به جا بياورد.[61]
3. قضاى نماز و روزه ‏هايى كه بر خود ميت واجب بوده، بر پسر بزرگ او واجب است و نماز و روزه ‏هايى كه به واسطه ‏استيجار يا از پدرش بر او واجب شده بر پسر او واجب نيست.[62]
در پنج مورد سجده سهو واجب است‏
1. در بين نماز سهواً حرف بزند.[63]
2. يك سجده را فراموش كند و در ركوع ركعت بعد يا پس از آن يادش بيايد.[64]
3. در نماز چهار ركعتى بعد از سجده دوم شك كند كه چهار ركعت خوانده يا پنج ركعت يا شك بين 5 و 6 در حالت ايستاده پيش آيد.[65]
4. سلام بى جا مثلاً در ركعت سوم نماز چهار ركعتى سهواً سلام دهد.[66]
5. تشهد را فراموش كند.[67]
نكته: برخى از فقها فرموده ‏اند براى هر زيادى و كمى در نماز سجده سهو لازم است.[68]
برگرداندن نيت در موارد زير اشكال ندارد
1. از جماعت به‏ فرادى (طبق نظر برخى از مراجع: در صورت ضرورت و عذر)
2. از نماز ادا به قضا.
3. از نماز عصر به نماز ظهر.
4. از نماز عشا به نماز مغرب.[69]
برگرداندن نيت در موارد زير صحيح نمى‏باشد
1. از نماز ظهر به عصر.
2. از نماز مغرب به عشا.[70]
3. از نماز قضا به ادا.[71]
4. از نماز فرادى به جماعت.
5. از نماز واجب به مستحب.[72] (مگر براى رسيدن به نماز جماعت)
چند نكته درباره اذان و اقامه‏
1. بر نمازگزار مستحب است قبل از نمازهاى يوميه، ابتدا اذان و بعد از آن اقامه بگويد.[73]
2. اذان و اقامه بايد در وقت نماز گفته شود و اگر قبل از وقت بگويد باطل است.[74]
3. اقامه بايد بعد از اذان گفته شود و اگر قبل از اذان بگويد، صحيح نيست.[75]
4. بين جمله ‏هاى اذان و اقامه نبايد زياد فاصله شود و اگر بين آنها بيشتر از معمول فاصله بيندازد، بايد دوباره آن را از سر بگيرد.[76]
5. اگر براى نماز جماعتى اذان و اقامه گفته باشند، كسى كه با آن جماعت نماز مى‏ خواند، نبايد براى نماز خود اذان و اقامه بگويد.[77]
6. مستحب است كسى را كه براى گفتن اذان انتخاب مى ‏كنند، عادل، وقت شناس و صدايش بلند باشد.[78]
7. مستحب است در روزى كه بچه به دنيا مى ‏آيد، در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگويند.[79]
8. هيچ يك از نمازهاى واجب و مستحب به جز نمازهاى يوميه و قضاى آنها، اذان و اقامه ندارند.[80]
كيفيت در نماز
آنچه در احكام مورد توجه بايد باشد، كميت تنها نيست، بلكه كيفيت نيز لازم است.
مسائلى چون توجه به اجزا و شرايط، طمأنينه، حضور قلب و اخلاص در نماز، صحيح بودن قرائت نماز و ...
تفاوت ‏هاى تكبيرة الاحرام با تكبيرهاى ديگر نماز
1. تكبيرة الاحرام ركن است و اگر كم يا زياد شود نماز باطل است ولى تكبيرات ديگر نماز مستحب است.
2. تكبيرة الاحرام نماز بايد در حال آرامش بدن گفته شود[81] ولى بقيه تكبيرهاى نماز اگر به قصد ذكر مطلق‏[82] گفته شود، در حال حركت هم صحيح است.[83]
3. تكبيرة الاحرام بايد در حال ايستاده گفته شود مگر در موارد خاص بر خلاف تكبيرهاى ديگر در نمازهاى يوميه.
مسأله: واجب است پيش از گفتن تكبير و بعد از آن مقدارى بايستد تا يقين كند كه در حال ايستاده تكبير گفته است.[84]
تعقيبات نماز
1. اشتغال به دعا، ذكر، تلاوت قرآن يا افعال حسنه ديگر مانند تفكر در عظمت خدا.[85]
2. معتبر است تعقيب نماز بدون فاصله باشد و كار ديگرى صورت نگيرد. آن هم رو به قبله و همراه با طهارت.
3. اولين تعقيب نماز، گفتن سه بار تكبير است (به‏ گونه ‏اى كه دست‏ ها تا جلوى گوش آورده شود) وسپس تسبيحات حضرت ‏زهرا علیها السلام و صلوات بر پيامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم و آلش و دعاهايى كه در اين زمينه آمده است.[86]
انحراف از قبله پس از نماز
لازم نيست پس از پايان نماز صورت خود را به طرف راست و چپ بچرخانيم، زيرا پايان نماز به وسيله سلام است مثل: «السلام عليكم و رحمة الله و بركاته» ولى در چند مورد نبايد پس از سلام نماز، صورت را از قبله منحرف كنيم:
1. كسى كه وظيفه ‏او سجده سهو است اين شخص بلافاصله بعد از سلام نماز بايد سجده سهو را به جا آورد.[87]
2. كسى كه قضاى تشهد فراموش شده بر اوست، اين شخص بلافاصله بعد از سلام نماز، تشهد فراموش شده را قضا مى ‏كند و پس از آن دو سجده سهو به جا مى‏آورد.
3. كسى كه بايد نماز احتياط بخواند مثلاً در نماز، شك بين ركعت دو و چهار بنا را بر چهار مى‏ گذارد و پس از سلام نماز بدون فاصله، يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته مى‏ خواند.[88]
پنج نكته درباره نماز قضا
1. تمام نمازهاى خوانده نشده يا باطل خوانده شده، كه وقت آن گذشته بايد قضا شوند.[89]
2. تمام نمازهاى قضا را مى ‏توان به جماعت خواند و لازم نيست كه نماز امام با مأموم هماهنگ باشد يعنى نماز قضاى صبح را مى ‏توان به نماز اداى ظهر امام جماعت اقتدا كرد.[90]
3. نمازهاى قضا را در هر وقت مى ‏توان خواند، مثلاً قضاى نماز مغرب و عشا را در روز هم مى ‏توان خواند.[91]
4. نماز قضا تابع اصل است مثلاً اگر نماز چهار ركعتى قضا شده بايد چهار ركعتى قضا شود و اگر جهرى بوده جهرى و اگر اخفاتى بوده، اخفاتى بايد قضا شود.
5. در سفرى كه نماز شكسته است قضاى نمازهاى چهار ركعتى را بايد كامل به جا آورد.[92]
سه نكته درباره تسبيحات اربعه‏
1. بر مرد و زن واجب است تسبيحات اربعه را آهسته بخوانند.
2. به جاى تسبيحات اربعه مى ‏توان سوره حمد خواند.
3. نمازگزار در تنگى وقت بايد يك مرتبه تسبيحات اربعه بگويد.[93]
سه نكته درباره نماز آيات براى خسوف و كسوف‏
1. آغاز نماز آيات براى ماه و خورشيد گرفتگى، از شروع گرفتگى است.[94]
2. قضاى ماه و خورشيدگرفتگى وقتى است كه كاملاً باز شده است.[95]
3. زمانى كه ماه و خورشيد گرفتگى شروع به باز شدن مى ‏كند، بايد به نيت ما فى الذمه نماز آيات را خواند.[96]
ركوع ناقص‏
بسيارند افرادى كه ركوع و سجده خود را به درستى انجام نمى دهند و در حالى كه بدنشان آرام نگرفته ذكر ركوع و سجود را شروع و تمام نكرده و برمى ‏خيزند و چنين نمازى باطل است.
مسأله: در ركوع بايد به مقدار ذكر واجب بدن آرام باشد.[97]
مسأله: اگر پيش از آن كه به مقدار ركوع خم شود و بدن آرام بگيرد عمداً ذكر ركوع را بگويد نمازش باطل است.[98]
مسأله: اگر پيش از تمام شدن ذكر واجب، عمداً سر از ركوع بردارد نمازش باطل است.[99]
چهار نكته درباره ركوع‏
1. در ركوع بايد به مقدار ذكر واجب، بدن آرام باشد.[100]
2. اگر نمازگزار پيش از آن كه به مقدار ركوع خم شود و بدن آرام گيرد، عمداً ذكر ركوع را بگويد، نمازش باطل است.[101]
3. اگر پيش از تمام ‏شدن ذكر واجب، عمداً سر از ركوع بردارد نمازش باطل است.[102]
4. بعد از تمام شدن ذكر ركوع، بايد بايستد و بعد از آن كه بدن آرام گرفت به سجده رود، و اگر عمداً پيش از ايستادن يا پيش از آرام گرفتن بدن به سجده رود، نمازش باطل است.[103]
وظيفه كسى كه نمى ‏تواند ركوع كند
1. كسى كه نمى ‏تواند به مقدار ركوع خم شود، بايد به هر اندازه كه مى ‏تواند خم شود.
2. كسى كه در حالت ايستاده اصلاً نتواند خم شود، بايد نشسته ركوع كند.
3. كسى كه نشسته ركوع مى ‏كند، بايد به قدرى خم شود كه صورتش مقابل زانوها برسد و بهتر است به قدرى خم شود كه صورتش نزديك جاى سجده برسد.
چهار نكته در رابطه با جهر و اخفات در نماز
1. از واجبات قرائت نماز، رعايت جهر (بلند خواندن) و اخفات (آهسته خواندن) است.
2. اگر سهواً نمازگزار رعايت جهر و اخفات را نكند، نمازش صحيح است.
3. نمى ‏شود به بهانه رعايت ديگران، نماز جهرى را به صورت آهسته خواند.
4. افرادى كه با تأخير در نماز جماعت مغرب و عشا شركت مى ‏كنند نبايد حمد و سوره را بلند بخوانند.
نمازهاى جهرى‏
1. در مواردى ‏كه بايد حمد و سوره نماز بلند خوانده شود، عمداً تمام يا بخشى از آن را آهسته بخواند، يا در جايى كه بايد آهسته خوانده شود، عمداً بلند بخواند، نمازش باطل است ولى اگر از روى فراموشى يا ندانستن مسأله باشد، نماز خوانده شده صحيح است.[104]
2. اگر نمازگزار در بين خواندن حمد و سوره بفهمد اشتباه كرده است (مثلاً مى ‏بايست بلند بخواند ولى آهسته خوانده است) لازم نيست مقدارى را كه خوانده، دوباره بخواند.[105]
نمازهاى اخفاتى‏
در پنج مورد آهسته خواند قرائت نماز واجب است:
1. حمد و سوره نمازهاى ظهر و عصر و قضاى آنها.
2. حمد و سوره نمازهاى جهرى نسبت به مأمومى كه وظيفه ‏اش خواندن حمد و سوره است.
3. خواندن حمد در نماز احتياط.
4. در جايى كه مأموم صداى حمد و سوره امام جماعت را نمى ‏شنود مستحب است حمد و سوره را بخواند ولى بايد آهسته بخواند.
5. كسى كه بخواهد به جاى تسبيحات اربعه سوره حمد را بخواند بايد آهسته بخواند.[106]
اقسام ذكر
ذكرهاى نماز سه گونه است:
1. ذكرى كه بايد در حال حركت گفت و آن ذكر «بحول الله ...» است.
2. ذكرى كه بايد در حال سكون و آرامش بدن گفت و آن ذكرهاى واجب نماز است همچون ذكر ركوع، سجود، تكبيرة الاحرام و ...
3. ذكرى كه مى ‏توان در حال حركت گفت و آن ذكرهاى مستحبى است كه به قصد ذكر مطلق گفته شود.
اجزاى فراموش شده در نماز
اجزاى فراموش شده در نماز سه گونه اند:
1. اجزايى كه اگر فراموش شود نماز باطل است مانند فراموش كردن اركان نماز.
2. اجزايى كه اگر فراموش شود بايد بعد از نماز جبران شود مانند سجده و تشهد فراموش شده.
3. اجزايى كه نياز به جبران نيست مانند بقيه واجبات نماز مثل حمد، سوره و تسبيحات.
چهار نكته در رابطه با اعراض از وطن‏
1. اعراض به دو چيز صورت مى ‏گيرد: ترك وطن و تصميم به عدم بازگشت براى زندگى.[107]
2. ترك موقت وطن اعراض محسوب نمى ‏شود[108] ولى اگر طولانى باشد، نوعى اعراض عملى و عرفى محسوب مى ‏شود.
3. زن و فرزند بالغ مستقل در اعراض تابع شوهر و پدر نيستند مگر اين كه بنا داشته باشند آنها نيز اعراض كنند.[109]
4. در صورت پشيمان شدن از اعراض، بايد شرايط وطن را احراز كند.
چهار نكته در رابطه با وطن‏
1. محلى را كه انسان براى زندگى اختيار كرده، وطن اوست.[110]
2. تا انسان قصد ماندن هميشگى در جايى غير از وطن اصلى را نداشته باشد، وطن او محسوب نمى ‏شود. مگر اين كه بدون قصد ماندن آن قدر بماند كه مردم بگويند وطن اوست.[111]
3. اگر قصد دارد در محلى كه وطن اصلى او نيست مدتى بماند و بعد به جاى ديگر برود، آنجا وطن او نيست.[112]
4. انسان مى ‏تواند بيش از يك وطن داشته باشد، برخى از مراجع تا چهار وطن را جايز دانسته‏ اند.[113]
سه نكته درباره كثيرالشك‏
1. كسى‏ كه سه بار در يك نماز، يا سه نماز پشت سر هم شك مى ‏كند، به او كثيرالشك مى‏ گويند. البته كسى‏ كه در اثر خستگى يا ناراحتى روحى در زمان خاصى زياد شك مى ‏كند، كثيرالشك محسوب نمى ‏شود.[114]
2. كثيرالشك نبايد به شك خود اعتنا كند و نبايد به آن ترتيب اثر بدهد، تا زمانى كه يقين نكند به حال معمولى برگشته.[115]
3. كسى كه شك دارد كثير الشك هست يا نه بايد به شك خود اعتنا كند.[116]
سه معيار درباره سفر
1. آغاز سفر آخرين خانه شهر و روستا است. و در شهرهاى بزرگ كه به شهر ديگر متصل شده است، معيار، آخرين خانه عرفى است.
2. معيار حد ترخّص كه از آنجا مسافر مى ‏تواند نمازش را شكسته بخواند، نديدن ديوار آخرين خانه‏ هاى شهر و نشنيدن اذان شهر است.[117]
3. پايان سفر شنيدن صداى اذان شهر و ديدن خانه‏ هاى وطن و يا شهرى است كه محل اقامت ده روز است.
نكته: نشنيدن صداى اذان و نديدن ديوار شهر در تعابير برخى از مراجع با هم لحاظ شده است.[118]
چند نكته درباره دائم السفر
1. دائم السفر كسى است كه در اثر زيادى سفر، ده روز در يك جا نمى ‏ماند.
2. دائم السفرها سه گونه‏ اند:
الف) دائم ‏السفرى كه سفر شغل اوست، مانند خلبان و راننده.
ب) دائم ‏السفرى كه سفر، مقدمه شغل اوست مانند افرادى كه در شهر ديگر اشتغال به كار دارند.
ج) دائم ‏السفرى كه سفر شغل او محسوب نمى ‏شود همچون افرادى كه براى زيارت، تفريح، تحصيل، درمان به سفرهاى متعدد مى ‏روند.
3. حداقل دائم ‏السفر، سه ماه، هر هفته يك بار رفتن به مسافرت براى كسب و كار در مسافت شرعى است.
برخى از مراجع تقليد همچون آيات عظام خامنه ‏اى و بهجت، يك ماه را نيز كافى دانسته اند.[119]
4. دائم ‏السفر در سفر اول نمازش شكسته است.[120]
5. دائم ‏السفر در ابتدا و بين راه و مقصد، نمازش كامل است.
6. دائم السفر در سفرهايى كه از توابع و لوازم شغل او محسوب مى ‏شود هر چند آن سفرها اتفاقى باشد بايد نماز را تمام بخواند.[121]
7. دائم‏ السفر در غير سفر شغلى، نمازش شكسته است.[122]
مواردى كه نماز در سفر تمام است‏
1. سفر هشت فرسخى نباشد يا قصد سفر هشت فرسخى نداشته باشد.
2. قبل از رسيدن به چهار فرسخ از قصد سفر برگردد.
3. كسى كه شغل او سفر باشد مانند راننده و خلبان.
4. كسى كه به سفر حرام مى ‏رود. (مانند سفر بدون اذن شوهر، براى انجام گناه، سفرى كه موجب اذيت پدر و مادر شود و ...)[123]
مسأله: كسى‏ كه براى معصيت سفر كرده، موقعى ‏كه از سفر برمى ‏گردد، در صورتى كه بازگشت به اندازه مسافت شرعى باشد و توبه كرده باشد، بايد نمازش را شكسته بخواند.[124]
پنج نكته درباره نماز مسافر
1. مسافرى كه نمازش را تمام خوانده، اگر نمى‏ دانست مسافر بايد نمازش را شكسته بخواند، نمازى كه خوانده صحيح است.[125]
2. مسافرى كه حكم نماز مسافر را مى ‏دانست ولى بعضى از جزئيات آن ‏را نمى ‏دانست و يا فراموش كرده است كه مسافر است، و نماز را كامل خوانده، بايد دوباره بخواند.[126]
3. در سفرى كه بايد 45 كيلومتر طى شود تا نماز شكسته شود، در صورتى كه مقصد نيز وطن شخص است يا مى ‏خواهد در آنجا قصد ده روز بكند، بايد فاصله يك طرف، بيش از 45 كيلومتر باشد تا نمازش شكسته شود، و گرنه در بين راه نيز نماز كامل است.
4. قضاى نماز مسافر در وطن، همان‏ گونه بايد خوانده شود كه فوت شده است.
5. مسافرى كه اشتباهاً نمازش را به ‏صورت كامل شروع ‏نموده مى ‏تواند تا زمانى كه به ركوع ركعت سوم نرسيده نيت شكسته نمايد.
قطع سفر
در سه‏ صورت سفر قطع مى ‏شود و مسافر بايد نمازش را كامل بخواند:
1. در صورتى كه به وطن برسد.
2. در صورتى كه قصد اقامت ده روز كند.
3. سى روز بلاتكليف در جايى بماند.[127]
دو نكته درباره انصراف از قصد اقامت‏
1. مسافر اگر از قصد اقامت ده روز برگردد، چنانچه قبل از خواندن نماز چهار ركعتى باشد، بايد نمازهايش را شكسته بخواند.
2. اگر بعد از خواندن نماز چهار ركعتى از قصد خود برگردد، تا وقتى كه در آن مكان است و سفر نرفته است، نمازش كامل است.[128]
سه نكته درباره روز
1. در برخى از مسائل شرعى، روز كامل مطرح شده است همچون نمازهاى يوميه، روزه دارى، وقوف در عرفات، قصد ده روز، اعتكاف و ايام عادت و ...[129]
2. روز كامل از طلوع فجر است تا غروب آفتاب و كسى ‏كه در مكانى قصد ده روز مى ‏كند، اگر از ظهر روز اول حساب كند، بايد تا ظهر روز يازدهم بماند.
3. در برخى از روزها به جهت برخوردارى از فضيلت و شرافتى خاص اعمال و عبادات ويژه همچون نماز، روزه، غسل، دعا و ... دارد همچون غدير، مباهله، عرفه، مبعث، عيد فطر، عيدقربان، ترويه، دحوالارض و ...[130]
نمازها نسبت به جماعت سه دسته‏ اند
1. نمازى كه بايد به جماعت خوانده شود و آن نماز جمعه است.[131]
2. نمازى كه نبايد به جماعت خوانده شود و آن نماز مستحبى است.[132]
3. نمازى كه هم مى ‏توان به صورت جماعت و هم به صورت فرادى خواند و آن نمازهاى واجب است جز نماز طواف.[133]
چهار نكته در رابطه با اتصال صفوف:
1. يكى از شرايط نماز جماعت، اتصال صفوف است توسط افرادى كه نمازشان صحيح است.
چه بسا كودك مميزى كه نمازش صحيح است و نمازگزارى كه مسن است و نمازش صحيح نيست.
2. نبايد بيش از يك گام بزرگ كه حدود يك متر است بين مأمومين فاصله شود.[134]
3. در صورتى ‏كه اتصال نماز جماعت قطع شود، نماز به ‏صورت فرادى صحيح است و نبايد نماز را به صورت جماعت ادامه داد.[135]
4. در صورتى كه اتصال جماعت قطع شود، در اين حال نمى ‏شود اقتدا كرد.
مسأله: اگر مأموم بداند نماز يك صف از صف‏ هاى جلو باطل است، نمى ‏تواند اقتدا كند.[136]
سه نكته درباره صف ‏هاى طولانى در نماز جماعت‏
1. اگر به واسطه درازى صف اول يا صف‏هاى ديگر، امام را نبيند، مى ‏تواند اقتدا كند.[137]
2. از نظر برخى از مراجع، اقتدا كردن كسانى كه در دو طرف محراب ايستاده‏ اند و به واسطه ديوار محراب امام را نمى ‏بينند، صحيح نيست.[138]
3. كسى كه پشت ستون قرار گرفته و از صف جلو حتى يك نفر را هم نمى ‏بيند، جماعت او صحيح نيست.[139]
سه نكته درباره نماز جماعت زنان‏
1. نمازجماعت زنان و مردان در يك صف مانعى ندارد ولى مستحب است زنان عقب تر از مردان باشند.
2. زنان مى ‏توانند به زنى كه شرايط امام جماعت را دارد اقتدا كنند.[140]
3. در نماز جماعت، نبايد بين زنان و بين مردان حائل باشد ولى پرده و مانند آن كه مكان زن و مرد را از هم جدا مى ‏كند، در صورتى كه يك مكان محسوب شود مانعى ندارد.
دو نكته در رابطه با وظيفه مأموم در حال قرائت‏
1. مأموم نبايد در ركعت اول و دوم نماز ظهر و عصر حمد و سوره را بخواند و مستحب است به جاى آن ذكر، تسبيح، تحميد و صلوات بگويد.[141]
2. مأموم در ركعت اول و دوم نماز مغرب و عشا نبايد حمد و سوره بخواند ولى اگر صداى امام جماعت را نمى‏ شنود مى ‏تواند حمد و سوره را آهسته بخواند.[142]
عواملى كه ثواب نماز جماعت را بيشتر مى ‏كند:
1. برگزارى نماز جماعت در مسجد و به مراتب فضيلت مسجد، ارزش نمازجماعت را بيشتر مى ‏كند. همچون مسجد محله، مسجد جامع، مسجد كوفه، مسجد الحرام.[143]
2. ثواب نماز جماعت با امام جماعت عادل، متقى، سيد، عالم بيشتر مى ‏شود.[144]
3. تعداد بيشتر شركت كنندگان در نماز جماعت، ثواب جماعت را بيشتر مى ‏كند.[145]
فرق ‏هاى نماز جماعت و فرادى‏
1. در نماز فرادى بايد نمازگزار، حمد و سوره را بخواند، ولى در نماز جماعت نبايد بخواند.
2. در نماز فرادى نمازگزار تابع شخص ديگرى نيست، ولى در نماز جماعت بايد از امام جماعت تبعيت كند.
3. در نماز فرادى نمازگزار حمد و سوره نمازهاى جهرى را بايد بلند بخواند ولى در نماز جماعت، آنجا كه وظيفه او خواندن حمد و سوره است بايد آهسته بخواند.[146]
سه نكته درباره‏ عدول از نماز جماعت‏
1. عدول از نماز جماعت به فرادى در حال ضرورت به اتفاق همه مراجع، در تمام بخش ‏هاى نماز جايز است، اما در غير حال ضرورت و يا در صورتى كه از اول نماز چنين نيتى داشته باشد مورد اختلاف است، بعضى از مراجع همچون امام خمينى قدس سره جايز دانسته ‏اند و برخى جايز نمى ‏دانند.[147]
2. اگر مأموم در بين نماز جماعت، نيت فرادى كند، نمى ‏تواند دوباره نيت خود را به جماعت برگرداند.[148]
3. اگر مأموم به واسطه عذرى بعد از حمد و سوره امام نيت فرادى كند، لازم نيست حمد و سوره را بخواند، ولى اگر پيش از تمام شدن حمد و سوره نيت فرادى كند، بايد مقدارى را كه امام نخوانده، بخواند.[149]
پيوستن به نماز جماعت‏
1. در هر ركعت، نمازگزار مى ‏تواند در بين قرائت و در ركوع به امام جماعت اقتدا كند، پس اگر به ركوع امام جماعت نرسد، بايد در ركعت‏ بعد اقتدا كند و اگر تنها به ‏ركوع امام جماعت برسد، يك ركعت به حساب مى ‏آيد.
2. در تسبيحات اربعه اگر مى ‏داند فرصتى براى خواندن حمد دارد مى ‏تواند اقتدا كند.
3. در حال قنوت نيز مى ‏توان اقتدا كرد.[150]
مواردى كه شركت در نماز جماعت واجب است‏
1. كسى كه نذر يا عهد كرده يا قسم خورده كه همه نمازها يا نماز خاصى را به جماعت بخواند، بايد به آن عمل كند، ولى اگر تخلف كند نمازش صحيح است و بايد كفاره بدهد.
2. اگر كسى مبتلا به وسواس در نماز باشد به گونه‏ اى كه اگر بخواهد دست از وسواسى بردارد چاره ‏اى جز شركت در نماز جماعت ندارد، شركت در نماز جماعت بر او واجب است.[151]
3. اگر پدر يا مادر به فرزند خود امر كند كه نماز را به ‏جماعت بخواند چون اطاعت امر پدر و مادر واجب است، بنا بر احتياط واجب بايد نماز را به جماعت بخواند.[152]
4. كسى كه برخى از قرائت يا اذكار نماز را به طور صحيح نمى ‏داند و قدرت بر ياد گرفتن آن دارد، اما وقت نماز تنگ شده و فعلاً نمى ‏تواند ياد بگيرد، در اين صورت بايد آن نماز را با جماعت بخواند و براى نمازهاى بعدى قرائت نماز را تصحيح نمايد.[153]
اقتدا در حال ركوع‏
هنگامى كه امام جماعت در ركوع است و مأموم به او اقتدا مى ‏كند، يكى از اين حالت ‏ها پيش مى ‏آيد:
1. پيش از تمام شدن ذكر ركوع امام جماعت، به ركوع امام مى ‏رسد. در اين حال نمازش به جماعت صحيح است.[154]
2. هنگامى به حد ركوع مى ‏رسد كه ذكر ركوع امام جماعت تمام شده ولى هنوز امام در ركوع است نمازش به جماعت صحيح است.[155]
3. مأموم به‏ ركوع مى‏ رود ولى به ركوع امام نمى ‏رسد و يا شك مى ‏كند كه رسيده يا نه، در اين صورت نمازش به طور فرادى صحيح است و بايد آن را تمام كند و طبق نظر اكثر مراجع نماز را اعاده نمايد.[156]
4. اگر موقعى كه امام در ركوع است اقتدا كند و پيش از آن كه به اندازه ركوع خم شود، امام سر از ركوع بردارد، مى ‏تواند نيت فرادى كند يا صبر كند تا امام براى ركعت بعد برخيزد و آن را ركعت اول نماز خود حساب كند.[157]
ولى اگر برخاستن امام به قدرى طول بكشد كه نگويند اين شخص نماز جماعت مى ‏خواند، بايد نيت فرادى نمايد.[158]
آيت الله فاضل: جماعتش باطل است ولى نماز او به صورت فرادى صحيح است و لذا آن را ركوع ركعت اول حساب كند و نماز خود را ادامه دهد، هر چند احتياط مستحب اعاده است.
آيت الله سيستانى: مى ‏تواند نماز را فرادى تمام كند و مى ‏تواند براى رسيدن به ركعت بعد نماز را قطع كند.
آيت الله مكارم: نمازش را به ‏طور فرادى تمام كند و بنابر احتياط واجب اعاده نمايد.[159]
آداب نماز جماعت‏
لازم است در نماز جماعت به نكات زير توجه شود:
1. صف ‏هاى نمازجماعت بايد منظم باشد، به‏ طورى ‏كه پاها و شانه ‏هاى مأمومين در يك خط قرار گيرند.[160]
2. تا امام جماعت تكبيرة الاحرام را گفت، مناسب است همه اقتدا كنند.[161]
3. مأموم نبايد زودتر از امام ‏جماعت به ركوع و سجده برود و كارهاى ديگر نماز را انجام دهد.[162]
4. اگر در صف جلو جا هست، مكروه است نمازگزار در صف ‏هاى بعد قرار گيرد.[163]
5. سمت راست امام‏ جماعت با فضيلت ‏تر از طرف چپ وى است.[164]
6. براى مأمومين مستحب است بعد از «ولاالضالين» و قبل از آغاز سوره، «الحمدلله رب العالمين» بگويند.
7. مستحب است امام‏ «سمع الله لمن حمده» بگويد و مأموم‏ «ربنا لك الحمد».[165]
8. مأموم اندكى پس از امام به ركوع و سجده برود نه همزمان يا زودتر.[166]
9. مستحب است امام در وسط صف بايستد و اهل علم و كمال و تقوا در صف اول بايستند.[167]
10. نافله خواندن زمانى كه امام شروع به اقامه مى‏ كند، مكروه است.
11. مكروه است مأموم ذكرهاى نماز را طورى بگويد كه امام بشنود.[168]
دو نكته درباره آمادگى براى نماز جماعت‏
1. بعد از تكبير امام جماعت، اگر صف جلو آماده نماز، و تكبير گفتن آنان نزديك است، كسى كه در صف بعد ايستاده مى ‏تواند تكبير بگويد، ولى احتياط مستحب آن است كه صبر كند تا تكبير صف ‏جلو تمام شود.[169]
2. انتظار امام يا مأموم براى برپايى نماز جماعت جهت گزاردن نماز به جماعت استحباب دارد مگر آن كه انتظار، سبب فوت فضيلت نماز اول وقت شود. در اين‏ صورت برخى از فقها نماز فرادى را افضل دانسته ‏اند.[170]
سه نكته درباره نماز جماعت كودكان‏
1. امامت جماعت كودكان براى افراد بالغ صحيح نيست.[171]
2. با اقتداى كودك مميز به مرد بالغى كه شرايط امامت جماعت را دارد، جماعت برقرار شده و صحيح است.[172]
3. ايستادن كودك مميّز در صف نماز جماعت اگر طورى باشد كه اتصال افراد فقط با او باشد، تا زمانى كه باطل بودن نمازش معلوم نباشد، جماعت صحيح است.[173]
تبعيت در نماز جماعت‏
1. در افعال نماز مأموم بايد از امام جماعت تبعيت كند و نبايد زودتر و ديرتر، افعال نماز را انجام دهد.[174]
2. در اقوال نماز، مستحب است مأموم از امام جماعت تبعيت كند.
3. در صورتى كه امام جماعت عملى را اشتباه كند، نبايد مأموم در آن عمل از وى تبعيت كند و نمى ‏تواند پيش از امام وارد عمل بعدى شود. مثلاً اگر امام جماعت در ركعتى كه قنوت ندارد اشتباهاً قنوت بگيرد، يا در ركعتى كه تشهد ندارد اشتباهاً مشغول خواندن تشهد شود، مأموم نبايد قنوت و تشهد را بخواند و نمى ‏تواند پيش از امام به ركوع برود و يا پيش از ايستادن امام بايستد، بلكه بايد صبركند تا قنوت و تشهد امام تمام شود و بقيه نماز را با او بخواند.[175]
و نيز اگر وظيفه مأموم خواندن تشهد است نبايد از قيام امام جماعت تبعيت كند.
4. اگر مأموم سهواً پيش از امام سر از ركوع بردارد، چنانچه امام در ركوع باشد، بايد به‏ ركوع برگردد و با امام سر بردارد و در اين صورت زياد شدن ركوع كه ركن است نماز را باطل نمى ‏كند ولى اگر به ركوع برگردد و پيش از آن كه به ركوع برسد امام سر بردارد، نمازش باطل است.[176]
شش نكته درباره شركت در نماز جماعت‏
1. شركت در نماز جماعت براى همه مستحب است، به ويژه براى همسايه مسجد.[177]
2. مستحب است انسان صبر كند تا نماز را به جماعت بخواند.[178]
3. نماز جماعت، هر چند اوّل وقت خوانده نشود، از نماز فُراداى اوّل وقت بهتر است.[179]
4. نماز جماعتى كه كوتاه خوانده شود، از نماز فُرادايى كه آن را طول دهند، بهتر است.[180]
5. وقتى كه جماعت برپا مى ‏شود، مستحب است كسى كه نمازش را فرادى خوانده دوباره به جماعت بخواند.[181]
6. ترك نمازجماعت از روى بى ‏اعتنايى و اعتراض يا به عنوان سبك شمردن آن جايز نيست.[182]
شرايط نماز جماعت‏
شرايط نماز جماعت چهار چيز است:
1. مأموم نبايد جلوتر از امام جماعت بايستد و بايد كمى عقب ‏تر از امام بايستد.[183]
2. جاى ايستادن امام جماعت نبايد از جاى مأموم بلندتر باشد ولى اگر مكان امام مقدار كمى بلندتر باشد اشكال ندارد و نيز اگر زمين سراشيب باشد و امام در طرف بلندتر بايستد در صورتى كه سراشيبى آن زياد نباشد مانعى ندارد.[184]
3. بين امام و مأموم نبايد مانع و پرده‏ اى باشد مگر بين زن‏ و مرد.[185]
4. بين جاى سجده مأموم و ايستادن امام نبايد بيش از يك قدم بزرگ فاصله باشد و اگر فاصله شد نمازش فرادى مى ‏شود و صحيح است.[186]
سه نكته در رابطه با رسيدن به نماز جماعت‏
1. اگر نمازگزار مشغول نماز مستحبى است و نماز جماعت برپا شود در صورتى كه نماز را ادامه دهد به اول جماعت نمى ‏رسد، مستحب است نماز را رها كند. و مشغول نماز جماعت شود.[187]
2. اگر نمازگزار در حالى كه نماز واجب مى ‏خواند نماز جماعت برپا شود، مى ‏تواند نيت نماز خود را به مستحبى برگرداند و نماز را تمام كند تا به جماعت برسد.[188]
3. مأموم در صورتى كه وظيفه اش خواندن حمد و سوره است و با خواندن سوره به ركوع امام نمى ‏رسد، نبايد سوره را بخواند. ولى اگر سوره را خواند نمازش صحيح است.[189]
چند نكته درباره اقتدا
1. اگر مأموم نداند امام جماعت نماز واجب مى‏ خواند يا مستحب نمى ‏تواند به او اقتدا كند.[190]
2. در هر ركعت، نمازگزار مى ‏تواند در بين قرائت و در ركوع به امام جماعت اقتدا كند.
3. موقعى كه مأموم نيت مى ‏كند، بايد امام را معين نمايد. ولى دانستن اسم او لازم نيست، مثلاً اگر نيت كند اقتدا مى ‏كنم به امام حاضر، نمازش صحيح است.[191]
4. اگر امام ايستاده و مأموم نداند در كدام ركعت است، مى ‏تواند اقتدا كند ولى بايد حمد و سوره را به قصد قربت بخواند.[192]
5. اگر صف‏ هاى جلو آماده نماز هستند، صف ‏هاى بعد مى ‏توانند اقتدا كنند.[193]
6. اقتدا و تكبير گفتن بايد در حال آرامش باشد و كسى كه در حال حركت است مانند رسيدن به ركوع نماز جماعت، در آن حال نمى ‏تواند اقتدا كند.
7. كسى كه در حال قيام ركعات سوم و چهارم اقتدا مى ‏كند، بايد حمد و سوره نماز را بخواند و اگر با خواندن حمد و سوره به ركوع امام نمى ‏رسد، بايد صبر كند و در حال ركوع اقتدا كند.[194]
شش نكته درباره وقت نماز
1. هر يك از نمازهاى يوميه بايد در وقتى كه براى آن تعيين شده است خوانده شود.[195]
2. نمازگزار بايد اطمينان به وقت پيدا كند تا نماز را بخواند.[196]
3. آغاز نماز ظهر، وقت زوال است. آغاز نماز مغرب از بين رفتن سرخى مشرق بعد از غروب آفتاب است، آغاز نماز صبح طلوع فجر صادق است.[197]
4. نماز صبح يك وقت دارد، نماز ظهر و عصر دو وقت اختصاصى و مشترك دارد و نماز مغرب و عشا سه وقت دارد: وقت اختصاصى، وقت مشترك و ما فى الذمه.
5. اگر وقت نماز تنگ باشد به ‏طورى ‏كه بخشى از نماز در خارج وقت قرار مى ‏گيرد بايد مستحبات نماز را ترك نمود.[198]
6. كسى كه به اندازه خواندن يك ركعت نماز وقت دارد، نمازش اداست.[199]
سه نكته درباره نماز جمعه‏
1. نماز جمعه از نظر برخى از مراجع تقليد واجب تخييرى است و جايگزين نماز ظهر است.
2. نماز جمعه بايد به جماعت خوانده شود و به صورت فرادى صحيح نيست.
3. گوش دادن به خطبه ‏هاى نماز جمعه واجب است.[200]
نكاتى درباره مسجد
مسجد يكى از مكان ‏هاى مقدس است و به خاطر قداست و احترام آن احكام خاصى دارد. به چند نمونه از آنها اشاره مى ‏شود:
1. نجس كردن زمين، سقف، بام و ديوار مسجد حرام است.[201]
2. بردن عين نجاست و متنجس به مسجد در صورت هتك و بى‏ احترامى حرام است.[202]
3. دفن ميت در مسجد حرام است.[203]
4. توقف جنب، حائض و نفساء در مسجد حرام است.[204]
5. قرار دادن وسايل توسط جنب در مسجد حرام است.[205]
6. بردن وسايل مسجد حرام است.[206]
چند نكته درباره جا گرفتن در مسجد
1. مسجد از اماكن مشترك و عمومى مسلمانان است كه همه آنان در استفاده از آن مساوى هستند.[207]
2. اگر كسى قبل از ديگرى در مسجد جا گرفت، ديگرى نمى ‏تواند آنجا را از او بگيرد.[208]
3. كسى كه در مسجد جا گرفت، اگر ديگرى جاى او را غصب كرد تا در آنجا نماز بخواند، بايد نمازش را دوباره در محل ديگرى بخواند.[209]
4. جا گرفتن بايد به چيزهايى همچون سجاده و عبا و امثال آن باشد، كه تمام محل نماز خواندن يا قسمت عمده آن را بگيرد، نه مهر يا تسبيح.
بنابراين باگذاشتن مهر يا تسبيح حقى براى شخص ثابت نيست و ديگران مى ‏توانند بردارند و در آن مكان نماز بخوانند.
5. اگر كسى كه جايى در مسجد گرفته و خود حضور ندارد تا ركوع اول نماز جماعت ديگران نمى ‏توانند جاى او را اشغال كنند.[210]
كارهايى كه در رابطه با مسجد حرام است‏
1. زينت كردن مسجد با طلا (بنا بر احتياط واجب).[211]
2. فروش ‏مسجد، هر چند خراب شده باشد و حتى فروختن زمين آن.[212]
3. نجس كردن مسجد و چنانچه نجس شود بايد فوراً تطهير شود.[213]
4. بردن خاك و ريگ از مسجد، مگر خاك ‏هاى زيادى.[214]
5. بيرون بردن قرآن، مهر، فرش و ساير لوازم مسجد كه شرط شده از مسجد بيرون نرود.

[1] «لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها» هيچ كس را، جز به مقدار توانايي اش، تكليف نمى ‏كنيم. (انعام/ 152).

[2] فرهنگ فقه، ج 2، ص 209.

[3] فرهنگ فقه، ج 2، ص 210.

[4] بقره/ 280.

[5] توضيح المسائل مراجع، ص 57، م 47.

[6] همان.

[7] همان.

[8] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 49، م 26.

[9] همان، م 27.

[10] آموزش فقه، ص 105.

[11] توضيح المسائل مراجع، ج 1، م 37.

[12] همان.

[13] همان، م 20.

[14] همان، م 37، 40، 41، 42.

[15] فرهنگ فقه، ج 1، ص 93؛ عروة الوثقى، ج 1، ص 39.

[16] فرهنگ فقه، ج 3، ص 387.

[17] اجوبة الاستفتائات، س 181.

[18] توضيح المسائل مراجع، ج 1، م 781- 778؛ عروة الوثقى، ج 1، فيما يستقبل له.

[19] همان، ص 56، م 59 و 60.

[20] همان، ص 58، م 63.

[21] همان.

[22] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 187.

[23] همان.

[24] همان، ص 227.

[25] همان، ص 748، 763 و 946.

[26] عروة الوثقى، ج 2، ص 536.

[27] همان، ص 506، م 7.

[28] همان، ص 392، م 26.

[29] همان، ص 506، م 5؛ براى اطلاعات بيشتر به مفاتيح نوين، ص 562 مراجعه شود.

[30] توضيح المسائل مراجع، م 802، 808، 811 و 848؛ احكام عمومى، محمد وحيدى، ج 1، ص 134.

[31] همان، م 979.

[32] همان.

[33] همان.

[34] عروة الوثقى، ج 1، الصلاة، فى القراءة.

[35] همان، فصل 25 ..

[36] همان، فصل 53.

[37] توضيح المسائل مراجع، م 1442.

[38] عروة الوثقى، ج 1، الصلاة، فى القراءة، م 5.

[39] توضيح المسائل مراجع، م 1471 و 1476.

[40] عروة الوثقى، ج 1، فى الركوع، م 28.

[41] توضيح المسائل مراجع، م 752.

[42] عروة الوثقى، فى اوقات الرواتب، م 13.

[43] فرهنگ فقه، ج 1، ص 756.

[44] توضيح المسائل مراجع، م 754.

[45] همان، م 1771.

[46] همان، م 1771.

[47] همان، ص 641.

[48] همان، ج 1، م 1134.

[49] توضيح المسائل مراجع، ج 1، م 1135.

[50] همان؛ عروة الوثقى، ج 1، ص 603، م 9.

[51] همان، م 1124.

[52] همان، ج 1، م 1137- 1140.

[53] همان، م 1050.

[54] همان، م 1056.

[55] همان، م 1052.

[56] همان، م 1054.

[57] توضيح المسائل مراجع، م 1078.

[58] همان، م 1082.

[59] همان، م 1086.

[60] همان، م 1387.

[61] همان، م 1390.

[62] توضيح المسائل مراجع، م 1390.

[63] همان، م 1236؛ عروة الوثقى، ج 1، فى موجبات سجود السهو، الاول.

[64] همان؛ عروة الوثقى، ج 1، فى موجبات سجود السهو، الثالث.

[65] همان، م 1368؛ عروة الوثقى، ج 1، فى موجبات سجود السهو، الخامس.

[66] همان، م 1242 و 1243.

[67] همان، م 1236؛ عروة الوثقى، ج 1، فى موجبات سجود السهو، الرابع.

[68] عروة الوثقى، ج 1، فى موجبات سجود السهو، السادس.

[69] تحريرالوسيله، ج 1، ص 159، م 12.

[70] عروة الوثقى، ج 1، كتاب الصلاة، فى النية، م 24؛ توضيح المسائل مراجع، م 756.

[71] توضيح المسائل مراجع، ج 1، م 762؛ عروة الوثقى، ج 1، كتاب الصلاة، فى النية، م 21.

[72] تحريرالوسيله، ج 1، ص 159، م 12.

[73] توضيح المسائل مراجع، م 918.

[74] همان، م 935.

[75] توضيح المسائل مراجع، م 931.

[76] همان، م 920.

[77] همان، م 923.

[78] همان، م 941.

[79] همان، م 917.

[80] عروة الوثقى، فصل فى الاذان و الاقامة، ج 1، ص 601.

[81] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 534، م 951.

[82] بدون اين كه مقيد به نماز و حالت خاص باشد.

[83] عروة الوثقى، ج 2، ص 462.

[84] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 537، م 959.

[85] عروة الوثقى، ج 1، ص 596.

[86] عروة الوثقى، ج 1، ص 597 ..

[87] توضيح المسائل محشى، ج 1، ص 674.

[88] همان، ص 659.

[89] تحريرالوسيله، ج 1، ص 223.

[90] همان، ص 265، م 1.

[91] همان، ص 224، م 7.

[92] همان.

[93] آموزش فقه، فلاح زاده، ص 154.

[94] توضيح المسائل مراجع، ص 843، م 1495.

[95] همان.

[96] تحريرالوسيله، ج 1، القول فى صلاة الآيات، م 3؛ توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 843، م 1496.

[97] توضيح المسائل مراجع، ص 584، م 1030- 1051.

[98] همان.

[99] همان.

[100] توضيح المسائل مراجع، م 1030.

[101] همان، م 1032.

[102] همان، م 1033.

[103] همان، م 1040.

[104] توضيح المسائل مراجع، ج 1، م 995.

[105] همان.

[106] فرهنگ فقه، ج 1، ص 341.

[107] تحريرالوسيله، چهارجلدى، ج 1، ص 469، م 4؛ استفتائات امام، ج 1، ص 263، س 423؛ احكام مسافر مطابق با فتواى ده مرجع، محمد وافر، ص 94.

[108] استفتائات امام، ج 1، ص 262، س 425.

[109] احكام مسافر، محمد وافر، ص 97.

[110] توضيح المسائل مراجع، م 1329.

[111] همان، م 1331.

[112] همان، م 1330؛ تحريرالوسيله مترجم، ج 1، ص 469، م 2.

[113] همان، م 1332.

[114] همان، م 1184.

[115] توضيح المسائل مراجع، م 1184.

[116] همان، م 1189.

[117] همان، ج 1، ص 707، شرط هشتم.

[118] همان، ج 1، ص 708، م 1318.

[119] احكام مسافر، محمد وافر، ص 154.

[120] همان، ص 160.

[121] همان، ص 164.

[122] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 702، م 1307.

[123] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 720.

[124] همان، ص 723، م 1302 و 1303.

[125] همان، م 1359.

[126] همان، م 1362- 1360.

[127] توضيح المسائل مراجع، م 1328 و 1335؛ تحريرالوسيله، ج 1، ص 466.

[128] همان، م 1342.

[129] فرهنگ فقه، ج 4، ص 157.

[130] همان، ص 159.

[131] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 872، شرايط نماز جمعه.

[132] تحريرالوسيله عربى، ج 1، ص 265.

[133] همان، ص 493.

[134] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 811، ذيل م 1435 و 1437.

[135] همان، م 1438.

[136] همان، م 1419.

[137] همان، م 1412.

[138] توضيح المسائل مراجع، م 1411 و 1413.

[139] همان، م 1414.

[140] استفتائات مكارم، ج 1، ص 80؛ س 254.

[141] توضيح المسائل مراجع، ج 1، م 1466.

[142] توضيح المسائل مراجع، ج 2، ص 794، م 1462.

[143] تحريرالوسيله، ج 1، ص 483.

[144] همان، ص 504.

[145] عروة الوثقى، ج 1، ص 597 و 598؛ تحريرالوسيله، ج 1، ص 504.

[146] تحريرالوسيله، ج 1، ص 495، م 7.

[147] عروة الوثقى، ج 1، صلاة الجماعة، م 16.

[148] توضيح المسائل مراجع، م 1425.

[149] همان، م 1424.

[150] توضيح المسائل مراجع، م 1427.

[151] همان، ج 1، ص 797، م 1405.

[152] همان، م 1406.

[153] توضيح المسائل مراجع، م 1406.

[154] همان، م 1427.

[155] همان.

[156] همان، م 1427 و 1428.

[157] همان.

[158] توضيح المسائل مراجع، م 1429.

[159] همان، ص 808.

[160] همان، ج 1، ص 803، م 1483.

[161] همان.

[162] همان.

[163] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 803، م 1488.

[164] وسائل الشيعه، ج 2، ص 160؛ عروة الوثقى، ج 1، فى مستحبات الجماعة، الخامس.

[165] وسائل الشيعه، ج 6، ص 322.

[166] همان، ج 5، ص 422.

[167] توضيح المسائل مراجع، م 1482.

[168] همان، م 1489.

[169] توضيح المسائل مراجع، ج 1، م 1418؛ تحريرالوسيله، ج 1، ص 493، م 9.

[170] عروة الوثقى، ج 1، ص 526 و 808.

[171] تحريرالوسيله، ج 1، ص 274.

[172] عروة الوثقى، ج 1، ص 766، م 8.

[173] همان، ص 782، م 22؛ توضيح المسائل مراجع، ج 1، م 1417.

[174] تحريرالوسيله، ج 1، ص 272، م 9.

[175] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 829، م 1479.

[176] همان، م 1471؛ تحريرالوسيله، ج 1، ص 497، م 11.

[177] توضيح المسائل مراجع، ص 767، م 1399.

[178] همان، ص 768، م 1402.

[179] همان.

[180] همان.

[181] همان، م 1403.

[182] و لا يجوز تركها رغبة عنها و استخفافاً ...؛ عروة الوثقى، ج 1، ص 598؛ توضيح‏المسائل مراجع، م 1402.

[183] توضيح المسائل مراجع، ج 1، م 1432.

[184] همان، م 1415؛ برخى از مراجع تقليد بلندى مكان امام را تا يك وجب جايز دانسته‏ اند.

[185] همان، م 1433.

[186] همان، م 1437.

[187] همان، م 1449.

[188] همان، م 1450.

[189] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 786، م 1443 و 1445.

[190] همان، م 1410.

[191] همان، م 1460

[192] همان، ص 788، م 1446.

[193] همان، ص 775، م 1418.

[194] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 786، م 1441.

[195] همان، ص 401.

[196] همان، ص 411، م 742.

[197] همان، ص 401، م 729.

[198] توضيح المسائل مراجع، م 747.

[199] همان، ج 1، ص 414، م 748.

[200] تحريرالوسيله، ج 1، ص 224.

[201] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 501، م 900.

[202] همان، ص 505، م 906.

[203] توضيح المسائل مراجع، م 622؛ عروة الوثقى، ج 1، فى بعض احكام المسجد «الخامس».

[204] تحريرالوسيله، ج 1، ص 138.

[205] همان.

[206] جامع المسائل فاضل، ج 1، ص 94، س 297.

[207] تحريرالوسيله، چهار جلدى، ج 3، ص 377، م 15.

[208] تحريرالوسيله، ج 2، كتاب احياء الموات و المشتركات، ص 214، م 15.

[209] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 483، م 868.

[210] مجمع المسائل گلپايگانى، ج 1، ص 135، س 32.

[211] توضيح المسائل مراجع، م 908.

[212] همان، م 909.

[213] همان، م 900.

[214] عروة الوثقى، ج 1، كتاب الصلاة، فصل 15 فى بعض احكام المسجد، الرابع.

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد