منو

عيد فطر

عيد فطر

روز عيد فطر روز بسيار مهمى براى مسلمانان است، زيرا پس از يك ماه روزه و تهجد و عبادت، براى گرفتن پاداش الهى آماده مى ‏شوند، لذا اين روز سبب شادى و سرور است، چرا كه هر مسلمانى از انجام وظيفه الهى خوشحال و مسرور است، ولى از سويى چون روز دريافت جوايز الهى است، انسان در حالت خوف و دلهره به سر مى ‏برد از اين كه نمى ‏داند اعمال يك ماهه او تا چه اندازه مورد قبول قرار گرفته است؟

امام باقر عليه السلام از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: هنگامى كه روز اول شوال فرا مى ‏رسد، منادى ندا مى ‏دهد: اى مؤمنان براى دريافت جوايز و پاداش‏ هاى خود بشتابيد! آن گاه امام عليه السلام فرمود: جايزه‏ هاى خداوند مانند جايزه‏ هاى پادشاهان نيست (يعنى جايزه او بسيار بزرگ و معنوى و قبولى طاعات و رضوان الهى است).

در پايان نيز تأكيد فرمود: «روز اول شوال روز دريافت جايزه ‏هاست»[1]

رؤيت هلال‏

مسأله: رؤيت هلال از پنج راه ثابت مى ‏شود و بايد انسان از يكى از آنها يقين به رؤيت ماه پيدا كند.

1. خود انسان ماه را ببيند؛

2. دو مرد عادل شهادت بدهند كه ماه را ديده ‏اند؛

3. عده‏ اى كه از گفته آنان يقين پيدا مى ‏شود بگويند ماه را ديده ‏ايم؛

4. سى روز از اول ماه رمضان بگذرد؛

5. حاكم شرع (مجتهد جامع‏الشرايط) حكم كند كه اول ماه است.[2]

مسأله: اول ماه با پيشگويى منجمين ثابت نمى ‏شود ولى اگر انسان از گفته آنان يقين پيدا كند بايد به آن عمل نمايد.[3]

پرسش: آيا با محاسبات منجمان مخصوصاً در حال حاضر كه امكانات دقيقى در اختيار دارند، اول ماه ثابت مى ‏شود؟

پاسخ: هر كس از گفته آنها يقين يا اطمينان پيدا كند بايد به آن عمل كند.[4]

مسأله: روزى را كه انسان نمى ‏داند آخر رمضان است يا اول شوال، بايد روزه بگيرد ولى اگر پيش از مغرب بفهمد كه اول شوال است بايد افطار كند.[5]

مسأله: اگر حاكم شرع حكم كند كه اول ماه است، كسى هم كه از او تقليد نمى ‏كند بايد به حكم او عمل كند ولى كسى كه مى ‏داند حاكم شرع اشتباه كرده است نمى ‏تواند به حكم او عمل كند.[6]

پرسش: اگر چند عادل شهادت بدهند كه دو نفر عادل ماه را ديده ‏اند آيا اول ماه رمضان يا شوال ثابت مى ‏شود؟

پاسخ: خير، بايد دو نفر عادل خودشان براى انسان شهادت بدهند كه ماه را ديده ‏اند و اگر رؤيت ماه را با واسطه نقل كنند، كافى نيست مگر آنكه از گفته آنان اطمينان به رؤيت هلال پيدا شود.[7]

پرسش: آيا رؤيت ماه به وسيله چشم مسلح و تلسكوپ و وسايل نجومى اعتبار دارد؟

پاسخ: همه مراجع به جز خامنه ‏اى و فاضل: خير مگر آنكه از اين راه براى شخص اطمينان پيدا شود كه اول ماه است.[8]

آيات عظام خامنه ‏اى و فاضل: آرى، اول ماه به وسيله چشم مسلح و تلسكوپ يا وسايل نجومى ثابت مى ‏شود.[9]

مسأله: بلند بودن ماه يا دير غروب كردن آن، دليل نمى ‏شود كه شب پيش، شب اول ماه بوده است.[10]

مسأله: اگر اول ‏ماه رمضان براى ‏كسى ثابت نشود و روزه ‏نگيرد، چنانچه دو مرد عادل بگويند كه شب پيش ماه را ديده ‏ايم بايد روزه آن روز را قضا نمايد.[11]

مسأله: اگر در شهرى اول ماه ثابت شود، براى مردم شهر ديگر فايده ندارد، مگر آن دو شهر با هم نزديك باشند، يا انسان بداند كه افق آنها يكى است.[12]

پرسش: علت اختلاف نظر مراجع تقليد در اعلام اول ماه رمضان و عيد فطر چيست؟ آيا در گذشته اين اختلاف بوده است؟

پاسخ: اختلاف ‏نظر مراجع تقليد در ثبوت اول ماه امرى نيست كه تازه به وجود آمده باشد، بلكه در گذشته نيز اين مسأله در نزد ايشان مورد فكر و نظر بوده است. عوامل متعددى باعث اختلاف نظر گرديده است كه موارد ذيل را مى ‏توان از مهم ترين آنها دانست:

1. اعتبار اتحاد افق؛‏[13] عده ‏اى بر اين باورند كه اگر هلال ‏ماه، در نقطه ‏اى از كره زمين ديده شود (كه افق در آنجا با جاهاى ديگر تفاوت داشته باشد ولى در شب مشترك باشند) اول ماه در آن مكان ‏ها ثابت مى ‏شود. در مقابل اين نظريه، فقهايى هستند كه اتحاد در افق را معتبر مى ‏دانند و معتقدند اگر هلال ماه در شهرى ديده شود كه افق آن، با شهر يا كشور ديگر اختلاف داشته باشد، اول ماه از نظر شرعى براى شهر دوم ثابت نمى ‏شود. بديهى است طبق نظر اول به طور معمول، اول ماه يك روز زودتر ثابت مى ‏شود.

2. اعتبار حكم حاكم؛ حجيت و نفوذ حكم حاكم ميان فقيهان، نظرى مشهور است ولى برخى از آنان، حكم حاكم را در رؤيت هلال ماه معتبر نمى ‏دانند.

3. شهادت بينه نزد حاكم؛ گاه مجتهد جامع الشرايط، از شهادت كسانى كه ماه را ديده ‏اند، اطمينان پيدا مى ‏كنند و بر اين اساس ثبوت اول ماه را اعلام مى ‏دارند. چه بسا ممكن است به جهت فقدان برخى شرايط، براى مجتهد ديگرى اين اطمينان حاصل نشده باشد.

اختلاف فقيهان در امور ياد شده، به جهت اختلاف در يك سرى از مبانى نظرى و اصول فكرى است كه آرا و افكار متفاوتى را برمى ‏تابد. نظريه پردازى مختلف در ادبيات و اصول فقه، برداشت متفاوت از آيات و روايات و اختلاف نظر در سند احاديث و شناخت راويان، به طور طبيعى موجب تفاوت در بعضى از فتاوا مى ‏شود.

پرسش: شما مى‏ گوييد اگر دو نفر عادل شهادت بدهند كافى است، آيا اعلام عيد از سوى چند مرجع، به اندازه دو نفر عادل نيست؟

پاسخ: كسى منكر عدالت مرجع ‏تقليد نيست. آنچه گفته شده، آن است كه دو نفر عادل، شهادت دهند كه خودشان ماه را ديده ‏اند؛ ولى مراجع معظم خودشان ماه را نمى ‏بينند، بلكه از گفته ديگران اطمينان به رؤيت‏ پيدا مى ‏كنند و اين دو جهت با هم تفاوت مى ‏كند و شهادت ‏بر شهادت- كه شهادت علمى ناميده مى ‏شود- در اين مورد اعتبار شرعى ندارد.[14]

مفهوم فطر

فطر به معناى گشودن روزه و باز كردن روزه بوده و عيد فطر، عيد مسلمانان بعد از ماه رمضان و روز اول شوال است.[15]

معيار عيد فطر

پرسش: اگر بين مراجع تقليد در ثبوت عيد فطر اختلاف پيش آيد وظيفه مكلف چيست؟ آيا هر مقلدى بايد به نظر مرجع تقليد خود مراجعه كند؟

پاسخ: همه مراجع: در ثبوت اول ماه، تقليد راه ندارد بلكه هر شخص از گفته و اعلام نظر مرجع تقليد خود اگر اطمينان به رؤيت ماه پيدا بكند بايد روزه خود را افطار كند و اگر شك داشته باشد بايد آن روز را روزه بگيرد.[16]

مسأله: تا هنگامى كه براى شخص اطمينان پيدا نشود كه عيد فطر است، نمى ‏تواند روزه ‏اش را افطار كند.[17]

روزه عيد فطر

پرسش: كسى كه از روى بى ‏اطلاعى در روز عيد فطر روزه بگيرد چه حكمى دارد؟

پاسخ: در روز عيد فطر روزه گرفتن حرام و باطل است و همين كه متوجه شد عيد است بايد افطار نمايد و اگر بعد از مغرب متوجه شود اشكال ندارد.[18]

معيار زكات فطر

فطره در لغت چند معنا دارد كه مهم ترين آنها خلقت و اسلام است و در اصطلاح، عبارت است از زكاتى كه هر مسلمان براى خود و هر كس كه نان ‏خور او محسوب شود، به مستحق مى ‏پردازد و زمان اداى آن مغرب روز آخر ماه رمضان تا ظهر روز عيد فطر مى ‏باشد.

پس از پايان ماه مبارك رمضان يعنى درشب عيد فطر افرادى‏ كه داراى شرايط لازم باشند بايد زكات فطر بدهند.

ميزان در قيمت فطريه قيمت زمانى است كه مى ‏خواهد بپردازد، نه زمانى كه واجب شده و همچنين ميزان قيمت مكانى است كه مى‏ خواهد بپردازد نه مكانى كه زكات فطر بر او واجب شده است.[19]

فقيرى كه فطريه به او مى‏ دهند واجب نيست عادل باشد ولى احتياط واجب آن است كه به كسى كه آشكارا معصيت مى ‏كند مثل اين كه نماز نمى ‏خواند فطريه ندهند.[20]

روزه دار بودن از شرايط وجوب زكات فطر نيست، پس پرداخت فطريه بر كسانى هم كه روزه نيستند واجب است.[21]

پرسش: اگر زن به جهت نياز شوهر در تأمين مخارج زندگى كمك كند، چه كسى بايد زكات فطر آنها را بدهد؟

پاسخ: همه مراجع: بايد خودش فطريه ‏اش را بدهد.[22]

فلسفه و فوايد زكات فطر

زكات ‏فطر واجب مؤكّد است و شرط قبولى روزه ماه رمضان است، و خداوند نيز در قرآن آن را مقدم بر نماز (عيد) شمرده است و مى‏ فرمايد:

«قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى* وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى»‏[23]

به يقين آن كس كه زكات دهد و ياد پروردگارش كند سپس نماز بخواند، رستگار است![24]

زكات فطر فوايد متعددى دارد كه مهم‏ ترين آنها عبارتند از:

1. زكات فطر مكمّل و تمام كننده روزه است.

امام صادق عليه السلام فرمود:

«إِنَّ مِنْ تَمَامِ الصَّوْمِ إِعْطَاءُ الزَّكَاةِ يَعْنِي الْفِطْرَة»[25]

تكميل روزه به پرداخت زكات يعنى فطره است.

2. باعث قبولى روزه ماه رمضان مى ‏گردد.[26]

3. موجب حفظ انسان از مرگ در آن سال مى ‏شود.[27]

4. باعث سلامتى جسم و پاكسازى روح از رذايل اخلاقى است.[28]

5. مكمّل و تمام كننده زكات مال است.[29]

شرايط جنس فطريه‏

1. اگر فطريه را جنس مى‏ دهد، بايد صحيح و سالم باشد.[30]

2. خالص باشد، پس‏كافى نيست جنسى كه با چيز ديگر مخلوط است مگر به اندازه‏ اى كه مسامحه شود.[31]

3. فطريه هر نفر از دو جنس مختلف نمى ‏تواند باشد.[32]

4. فطريه بايد از مال حلال باشد.[33]

فطريه كسانى كه بر انسان واجب است‏

1. فطريه كسانى كه در غروب شب عيد فطر، نان‏ خور او حساب مى ‏شوند، كوچك باشند يا بزرگ، مسلمان باشند يا كافر، خرج آنان بر انسان واجب باشد يا نه، در شهر خود باشند يا در شهر ديگر، حتى فطريه نوزادى‏ كه قبل از رؤيت هلال‏ ماه شوال به دنيا آمده باشد، بر انسان واجب است.[34]

2. فطريه ميهمانى كه پيش از غروب شب عيد فطر با رضايت صاحبخانه وارد شده و نان خور او حساب شود بر او واجب است.[35]

3. فطريه سرباز و دانشجويى كه نان‏ خور پدر و مادر است، بر پدر اوست.[36]

4. فطريه دخترى كه در حال عقد است اگر نان‏ خور پدرش باشد بر عهده پدر اوست.[37]

معيار فطريه ميهمان‏

مسأله: اگر ميهمان پيش از غروب شب عيد فطر با رضايت ميزبان بر صاحبخانه وارد شود و نان خور ميزبان محسوب شود فطريه او بر صاحبخانه واجب مى ‏شود.[38]

معيار واجب شدن فطريه ديگران بر انسان نان ‏خور بودن است. (نان‏ خور پدر، شوهر، ميزبان)[39] چه در خانه و چه در بيرون خانه‏[40] و در احاديث تعبير عيلوله دارد كه ميهمان نان خور ميزبان محسوب شود.

پرسش: آيا فرزندى كه هنوز متولد نشده زكات فطر دارد؟

پاسخ: همه مراجع: پرداخت زكات فطر براى بچه‏ اى كه در شكم مادر است واجب نيست مگر آنكه پيش از غروب شب عيد فطر به دنيا بيايد.[41]

پرسش: اگر كسى شب عيد فطر ميهمان باشد و فطريه خود را با صلاحديد صاحبخانه بدهد، آيا از گردن ميزبان ساقط مى ‏شود؟

پاسخ: چنانچه با اجازه صاحبخانه باشد، ساقط مى ‏شود.[42]

پرسش: كسانى كه در شب عيد فطر زندانى باشند چه كسى بايد فطريه آنها را بدهد؟

پاسخ: اگر خود زندانيان تمكن مالى دارند بايد خودشان بدهند و اگر نداشته باشند فطريه آنها ساقط است.[43]

پرسش: آيا زكات ‏فطر را مى ‏توان مصرف تعمير و توسعه مسجد نمود؟

پاسخ: مانعى ندارد. ولى بهتر است در صورتى كه در محل فقير باشد به جاى صرف مسجد صرف فقير شود.[44]

پرسش: اگر انسان شب عيد فطر ميهمان داشته باشد و روز بعد متوجه شود كه آن شب، شب عيد بوده، آيا فطريه آنها بر انسان واجب است؟

پاسخ: همه مراجع: نا آگاهى از رؤيت هلال، تأثيرى در حكم پرداخت فطريه ندارد.[45]

پرسش: آيا خوردن افطارى از سوى ميهمان، تأثيرى در وجوب زكات فطر دارد؟

پاسخ: همه مراجع به غير از آيت الله صافى: خير ملاك آن است كه ميهمان نان ‏خور صاحبخانه محسوب شود و خوردن افطارى هيچ تأثيرى در حكم ندارد.[46]

آيت الله صافى: به‏ صِرف خوردن افطارى زكات فطر او بر صاحب خانه واجب است.[47]

مواردى كه فطريه ميهمان واجب نيست‏

1. ميهمان بعد از اذان مغرب شب عيد فطر به خانه انسان بيايد.[48]

2. ميهمان با اجازه صاحب‏ خانه و از طرف او فطريه خود را بدهد.[49]

3. اگر ميهمان، قبل از غروب آفتاب بيايد و يكى دو ساعت پس از صَرف افطار برود، واجب نيست.[50]

آيات عظام صافى و نورى: در اين صورت نيز واجب مى ‏شود.[51]

مسأله: پدرى كه زكات فطر نمى ‏دهد بر بچه تكليفى نيست.[52]

معيار مصرف فطريه‏

مسأله: مصرف فطريه به كسانى كه نفقه آنها بر انسان واجب است جايز نيست مانند پدر و مادر، فرزند و لو اينكه محتاج باشند.[53]

مسأله: نبايد به يك فقير بيشتر از مخارج سالش فطريه بدهند.[54]

مسأله: به كسى ‏كه فطريه را در راه معصيت مصرف ‏مى ‏كند، نبايد فطريه داد.[55]

مسأله: فقيرى كه فطريه را به او مى ‏دهند، لازم نيست عادل باشد، ولى احتياط واجب آن است كه به شراب خوار و كسى كه آشكارا معصيت كبيره مى ‏كند فطريه ندهند.[56]

مسأله: مستحب است در دادن زكات فطر، خويشان فقير خود را بر ديگران مقدم دارد و بعد همسايگان فقير را، بعد اهل‏ علم فقير را، ولى اگر ديگران از جهتى برترى داشته باشند، مستحب است آنها را مقدم بدارد.[57]

مسأله: اگر كسى بگويد فقيرم، نمى ‏شود به او فطريه داد، مگر آن كه اطمينان پيدا كند (يا از ظاهر حالش گمان پيدا شود) كه فقير است يا انسان بداند قبلاً فقير بوده است.[58]

مسأله: كسى كه سيد نيست نمى ‏تواند به سيد فطريه بدهد، حتى اگر سيدى نان‏ خور او باشد نمى ‏تواند فطريه او را به سيد بدهد.[59]

مسأله: كسى كه فطريه ‏اش را نداده و كنار هم نگذاشته بايد بدون نيت ادا و قضا فطريه بدهد.[60]

مسأله: كسى كه فطريه را كنار گذاشته و تا ظهر روز عيد پرداخت نكرده، به نيت زكات فطر بدهد.[61]

مسأله: زمان پرداخت زكات فطر، پيش از نماز عيد است و يا كنار بگذارد و اگر نماز نمى ‏خواند تا ظهر روز عيد فطر مهلت دارد.[62]

مسأله: كسى كه فطريه چند نفر را مى ‏دهد لازم نيست همه را از يك جنس بدهد، مى ‏تواند بعضى را از گندم و بعضى را از برنج و ... بدهد.[63]

مسأله: كسى كه فطريه او بر ديگرى واجب است و خودش فطريه را بدهد از كسى كه فطريه بر او واجب است ساقط نمى ‏شود.[64]

پرسش: آيا جايز است زكات فطر را به عنوان هديه به خويشاوندان آبرومند و مستحق داد؟

پاسخ: همه مراجع: آرى مى ‏تواند به عنوان هديه بدهد و لازم نيست به او بگويد زكات فطر است ولى بايد در نيت قصد زكات فطر كند.[65]

پرسش: آيا جايز است زكات فطر را در امور فرهنگى و مذهبى كه باعث نشر معارف دين مى ‏شود صرف كرد؟

پاسخ: آيات عظام امام، بهجت، خامنه اى، نورى، فاضل: صرف زكات فطر در راه نشر معارف دين اشكال ندارد ولى بهتر است آن را به فقير بدهند.[66]

پرسش: آيا از پول زكات فطر مى ‏شود بلندگو و مانند آن خريد؟

پاسخ: بهتر آن است كه به فقرا و مساكين داده شود.[67]

پرسش: زكات فطر را مى ‏توان به فرد بدهكار داد؟

پاسخ: آيات عظام امام، بهجت، فاضل و نورى: اگر نمى ‏تواند بدهى خود را بپردازد، دادن فطريه به او اشكال ندارد.[68]

آيات‏ عظام سيستانى، صافى، مكارم: بنا بر احتياط واجب بايد فطريه را به فقير داد، پس اگر فرد بدهكار فقير است، دادن فطريه به او جايز است.[69]

پرسش: آيا پدر مى ‏تواند زكات فطر را به فرزند خود كه محتاج است بدهد؟

پاسخ: نمى ‏تواند چيزى از زكات فطر را به او بدهد.[70]

معيار فقير

مسأله: فقير كسى است كه در اثر نداشتن كار دائم يا پيش آمدهاى زندگى يا كثرت افراد تحت تكفل دچار كمبود و كسر بودجه است و نمى ‏تواند خرج تمام سال خود و كسانى را كه تحت سرپرستى او به سر مى ‏برند به دست آورد.[71]

مسأله: مشخصات فقيران واقعى در قرآن از اين قرار است: نمى ‏توانند زندگى خود را تأمين نمايند، از شدت عفت نفس افراد بى ‏اطلاع آنها را غنى مى ‏پندارند، هرگز با اصرار چيزى از مردم نمى‏ خواهند.[72]

مسأله: اگر انسان به خيال اين كه كسى فقير است، به او فطريه بدهد بعد بفهمد فقير نبوده، چنانچه مالى را كه به او داده از بين نرفته باشد مى ‏تواند پس بگيرد و به مستحق بدهد و اگر نتواند بگيرد، بايد از مال خودش فطريه را بدهد.[73]

معيار زمان واجب شدن فطريه‏

مسأله: وجوب فطريه در شب عيد فطر است و وقت پرداخت آن از شب عيد فطر است تا ظهر روز عيد فطر.[74]

مسأله: مالى را كه براى فطريه كنار گذاشته نمى ‏تواند آن را براى خود بردارد و مال ديگرى به جاى آن بگذارد.[75]

مقدار فطريه‏

مسأله: مقدار فطريه براى هر نفر 3 كيلو گندم يا جو يا برنج يا خرما يا قيمت آنها است.[76]

مسأله: كسى ‏كه فقط به اندازه يك صاع گندم و مانند آن دارد مستحب است زكات فطر را بدهد و چنانچه زن و فرزند داشته باشد و بخواهد فطريه آنها را هم بدهد مى ‏تواند به قصد فطريه، آن يك صاع را به يكى از آنها بدهد و او هم به همين قصد به ديگرى بدهد تا به نفر آخر برسد و سپس ادا كند.[77]

ميزان قيمت فطريه‏

ميزان در پول فطريه قيمت غلاتى است كه مكلف بر اساس آن فطريه خود را حساب مى ‏كند مانند گندم يا برنج يا ... و طبيعى است كه در هر شهرى قيمت خاص خود را دارد.[78]

اعمال روز عيد فطر

براى روز اول شوال اعمالى ذكر شده است:

1. تكبيراتى است كه بايد بعد از نماز صبح و نماز عيد فطر آن را خواند.

2. پيش از نماز عيد، زكات فطر را جدا سازد، اگر دسترسى به مستحق دارد بپردازد و الّا كنار بگذارد، براى هر نفر يك صاع (حدود سه كيلو) از گندم يا مواد غذايى ديگر كه در آن شهر غذاى غالب مردم محسوب مى ‏شود.

3. غسل كردن است و وقت آن بعد از طلوع فجر است تا زمان به جا آوردن نماز عيد.[79]

مستحب است قبل از غسل اين دعا را بخواند:

«اللّهُمَّ ايماناً بِكَ وَ تَصديقاً بِكِتابِكَ وَ اتِّباع سُنَّةِ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ اللّهُمَّ اجعَلهُ كَفّارَةً لِذُنُوبى وَ طَهِّر دينى اللّهُمَّ اذهِب عَنِّى الدَّنَسَ‏»[80]

خدايا به‏ خاطر ايمان به تو و تصديق كتاب تو و پيروى از روش پيغمبرت محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم خدايا عمل مرا كفاره گناهانم قرار ده و دين و مذهبم را پاك گردان خدايا پليدى را از من دور نما.

4. مستحب است روزه دار در اين روز نيكوترين لباسش را بپوشد و خود را معطر سازد و با وقار و سكينه به ‏سمت مصلاى عيد حركت كند.[81]

5. مستحب است روزه‏ دار پيش از نماز عيد، در ابتداى روز افطار كند[82] و بهتر آن است كه افطارش با خرما باشد.[83] مستحب است مقدار كمى از تربت سيدالشهداء، امام حسين عليه السلام را تناول نمايد كه شفاى هر دردى است.[84]

6. پس از طلوع آفتاب براى نماز عيد حركت كند[85] و دعاهايى را كه از طريق معصومين عليهم السلام وارد شده است، بخواند.

7. نماز عيد دو ركعت است، در ركعت اول سوره حمد و اعلى (يا هر سوره ديگرى كه مايل باشد) بخواند و بعد از آن پنج تكبير بگويد و بعد از هر تكبير، دعاى «اللهم اهل الكبرياء و العظمة ...» را درقنوت بخواند، سپس تكبير ششم را بگويد و به ركوع برود و بعد از ركوع و سجده، برخيزد و ركعت دوم را شروع كند، در ركعت دوم، بعد از سوره حمد، سوره والشمس يا سوره ديگرى را بخواند، آن گاه چهار تكبير بگويد و بعد از هر تكبير قنوت بگيرد و همان دعا را بخواند، سپس تكبير پنجم را بگويد و به ركوع و سجود برود و نماز را تمام‏كند.[86] بعداز نماز، تسبيحات حضرت زهرا عليها السلام را بگويد[87] و آن گاه دعاهايى كه نقل شده است را بخواند كه يكى از آنها دعاى چهل و ششم صحيفه سجاديه است.

مستحب است نماز عيد، زير آسمان باشد[88] و بعد از نماز براى برادران دينى جهت قبولى اعمال دعا كند.

8. مستحب است در روز عيد فطر، دعاى ندبه را بخواند.[89]

نماز عيد فطر

مسأله: نماز عيد فطر و قربان در زمان حضور امام عليه السلام واجب است و بايد به ‏جماعت خوانده شود و در زمان ما كه امام عليه السلام غايب است، مستحب مى ‏باشد.[90]

مسأله: وقت نماز عيد فطر و قربان از اول آفتاب روز عيد است تا ظهر.[91]

مسأله: مستحب است نماز عيد قربان را بعد از بلند شدن آفتاب بخوانند و در عيد فطر مستحب است بعد از بلند شدن آفتاب افطار كنند و زكات فطر را هم بدهند، بعد نماز عيد را بخوانند.[92]

مسأله: در قنوت نماز عيد فطر و قربان هر دعا و ذكرى بخوانند كافى است ولى بهتر است اين دعا را به قصد اميد ثواب بخوانند: «اللّهُمَّ اهلَ الكِبرياء ...»[93]

مسأله: بر روزه‏ دار مستحب است روز عيد فطر قبل از نماز عيد، به خرما افطار كند و در عيد قربان بعد از نماز كمى از گوشت قربانى بخورد.[94]

مسأله: مستحب است پيش از نماز عيد، غسل كند و دعاهايى كه پيش از نماز و بعد از آن در كتاب ‏هاى دعا ذكر شده به اميد ثواب بخواند.[95]

مسأله: بعد از نماز مغرب و عشاى شب عيد فطر و بعد از نماز صبح و ظهر و عصر روز عيد و نيز بعد از نماز عيد فطر مستحب است اين‏ تكبيرها را بگويد: «الله اكبرالله اكبر لا اله الا الله والله اكبر الله اكبر ولله الحمد الله اكبر على ما هدانا»[96]

مسأله: كراهت دارد نماز عيد را زير سقف بخواند.[97]

مسأله: اگر شك كند در تكبيرهاى نماز و قنوت‏ هاى آن (اگر از محل آن تجاوز نكرده است) بنا بر اقلّ بگذارد و اگر بعد معلوم شود كه گفته بوده اشكال ندارد.[98]

مسأله: اگر قرائت يا تكبيرات يا قنوت ‏ها را فراموش كند و به جا نياورد نمازش صحيح است.[99]

مسأله: اگر ركوع يا دو سجده يا تكبيرة الاحرام را فراموش كند نمازش باطل مى ‏شود.[100]

مسأله: اگر در نماز عيد يك سجده يا تشهد را فراموش كند احتياط مستحب آن است كه بعد از نماز آن را رجاءً به جا آورد و اگر كارى كند كه براى آن سجده سهو در نمازهاى يوميه لازم است احتياط مستحب آن است كه بعد از نماز رجاءً دو سجده سهو براى آن به جا آورد.[101]


[1] كافى، ج 4، ص 168، ح 3.

[2] توضيح المسائل مراجع، م 1730.

[3] همان، م 1732.

[4] جامع المسائل فاضل، ج 1، ص 160، س 607.

[5] توضيح المسائل مراجع، ج 1، م 1737.

[6] توضيح المسائل مراجع، ج 1، م 1731.

[7] عروة الوثقى، ج 2، صوم طرق ثبوت الهلال، م 1.

[8] دفتر همه مراجع.

[9] دفتر فاضل و خامنه ‏اى، پرسش‏هاى دانشجويى، ش 9، ص 313.

[10] توضيح المسائل مراجع، م 1733.

[11] توضيح المسائل مراجع، م 1734.

[12] همان، م 1735.

[13] افق: ناحيه، كرانه، كرانه آسمان و در اصطلاح جغرافيا: دايره ‏اى كه در امتداد آن چشم انسان كره زمين را مى ‏بيند، حد فاصل ميان قسمت مرئى و نامرئى آسمان (فرهنگ عميد، ص164)

[14] عروة الوثقى، ج 2، طرق ثبوت الهلال، م 1.

[15] فرهنگ عميد، ص 887.

[16] عروة الوثقى، ج 2، طرق ثبوت الهلال، م 1.

[17] توضيح المسائل مراجع، م 1730.

[18] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 1001، م 1739؛ پرسش‏ ها و پاسخ‏ هاى برگزيده، ج 9، ص 378، س 154.

[19] عروة الوثقى، ج 2، فى زكاة الفطرۀ، فصل 3، م 5.

[20] توضيح المسائل مراجع، ج 1، م 2007.

[21] تحريرالوسيله، ج 2، ص 354، م 2.

[22] عروة الوثقى، الفصل الثانى، م 2.

[23] اعلى/ 14 و 15.

[24] زاد المعاد، ص 224.

[25] من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 183؛ وسائل الشيعه، ج 6، ص 221.

[26] همان، ص 183.

[27] كافى، ج 4، باب الفطره، ص 174.

[28] مستدرك الوسائل، ج 7، ص 137.

[29] وسائل الشيعه، ج 9، ص 318.

[30] توضيح المسائل مراجع، م 2027.

[31] عروة الوثقى، ج 2، ص 202، م 1.

[32] عروة الوثقى، ج 2، ص 203، م 4.

[33] توضيح المسائل مراجع، م 2011.

[34] تحريرالوسيله، ج 1، ص 316، م 3؛ توضيح المسائل مراجع، م 1993.

[35] توضيح المسائل مراجع، م 1995 و 1996.

[36] عروة الوثقى، ج 2، ص 195، فصل فى من تجب عنه؛ استفتائات امام‏خمينى قدس سره، ج 1، زكات، س 17.

[37] توضيح المسائل مراجع، م 2008.

[38] توضيح المسائل مراجع، ج 2، ص 173، م 1990؛ عروة الوثقى، ج 2، ص 355.

[39] همان، م 1998 و 2008.

[40] توضيح المسائل آيت اللّه فاضل، م 2057.

[41] عروة الوثقى، ج 2؛ زكات فطره، م 3 و 12.

[42] جامع المسائل فاضل، ج 1، س 638.

[43] جامع المسائل فاضل، ج 1، س 642.

[44] همان، س 639.

[45] استفتاء از دفاتر مراجع.

[46] اجوبة الاستفتائات، س 888.

[47] پرسشها و پاسخهاى دانشجويى، ش 17، احكام روزه، ص 103.

[48] توضيح المسائل مراجع، م 1997.

[49] همان، م 2006.

[50] اجوبة الاستفتائات خامنه اى، س 888؛ وسيلة النجاة، بهجت، ج 1، م 1348.

[51] هداية العباد، صافى، ج 1، م 1580؛ تعليقات على العروة، نورى، زكاة الفطر، الفصل الثانى.

[52] توضيح المسائل مراجع، م 2006.

[53] همان، م 1948.

[54] همان، م 2018.

[55] همان، م 2017.

[56] توضيح المسائل مراجع، م 2016.

[57] همان، م 2021.

[58] همان، م 2023.

[59] همان، م 2009.

[60] همان، م 2031.

[61] همان، م 2030.

[62] توضيح المسائل مراجع، م 2029.

[63] همان، م 2014.

[64] همان، م 2007.

[65] همان، ج 2، م 1935.

[66] همان، م 1925.

[67] جامع المسائل فاضل، ج 1، س 640.

[68] توضيح المسائل مراجع، م 1925.

[69] همان، م 1925.

[70] همان، م 1948.

[71] تحريرالوسيله، ج 1، ص 334.

[72] بقره/ 273.

[73] توضيح المسائل مراجع، م 2022.

[74] همان، ج 2، ص 173.

[75] همان، م 2032.

[76] همان، ج 2، ص 173؛ تحريرالوسيلۀ، ج 1، ص 348.

[77] توضيح المسائل مراجع، م 2002.

[78] همان، ج 2، ص 173.

[79] مصباح المتهجد، ص 653.

[80] اقبال، ص 279.

[81] مصباح المتهجد، ص 653.

[82] اقبال، ص 280.

[83] همان، ص 281.

[84] مسار الشيعه، ص 31.

[85] اقبال، ص 281.

[86] مصباح المتهجد، ص 654؛ توضيح المسائل مراجع، م 1519.

[87] همان، ص 655.

[88] اقبال، ص 285.

[89] ماه خدا، ج 2، ص 1011، محمدى رى شهرى.

[90] توضيح المسائل مراجع، م 1516.

[91] توضيح المسائل مراجع، م 1517.

[92] همان، م 1518.

[93] همان، م 1520.

[94] همان، م 1523.

[95] همان، م 1524.

[96] توضيح المسائل مراجع، م 1526.

[97] همان، م 1528.

[98] همان، م 1529.

[99] همان، م 1530.

[100] همان، م 1531.

[101] همان، م 1532.

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد