منو

شنبه, 28 مرداد 1396 - Sat 08 19 2017

سخنرانی مکتوب|حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان – شب پنجم ماه رمضان ۹۵

سخنرانی مکتوب|حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان – شب پنجم ماه رمضان ۹۵

 

«بسم الله الرحمن الرحیم»
چکیده
ما چه کار باید بکنیم که عبادت ما رونق بیشتری پیدا کند و حلاوت و شیرینی عبادت را بیشتر بچشیم؟ معنویت خودمان را تقویت کنیم، خدا از ما بهتر بپذیرد، طبیعتا اگر لذت عبادت را بچشیم چیزی را با آن عوض نخواهیم کرد. نوع معیشت و زندگی کردن ما نیز راهی است که بتوانیم این لذت را بچشیم. هر کار ما می تواند رنگ و بوی خدایی بگیرد؛ زحمت و تلاش برای تامین ما یحتاج خانواده، غذا خوردن ما از این سو که نیرویی جذب شود و در راه خدا صرف شود، ورزش کردن با این هدف که سالم بمانیم تا بتوانیم دستورات الهی را انجام دهیم و حتی خواب ما با این هدف که آرامش یافته و آمادگی مجدد پیدا کنیم تا بتوانیم در راستای رضایت خدا عمل کنیم از اینگونه موارد است. همانطور که مولای ما امیر المومنین علیه السلام در دعای کمیل به کمیل ابن زیاد فرمود خدایا: قَوِّ عَلَى خِدْمَتِکَ جَوَارِحِی وَ اشْدُدْ عَلَى الْعَزِیمَهِ جَوَانِحِی‏.
کار های روزانه ما عبادت است
ما این بحث معیشت و معنویت را، شب اول با این سوال آغاز کردیم که چه کار کنیم عباداتمان رونق بیشتری پیدا کند، معنویتمان بهتر بشود؛ چه کار کنیم در دعا و مناجات حال بهتری پیدا کنیم؟ و بعد بحث کردیم از اینکه خب بقیه ی زندگیمان چگونه است؟ بقیه زندگی خودمان را هم باید عبادت تلقی کنیم، و می شود و همینطور هم است، ما سر کار رفتن و تحصیل کردن و پول در آوردن، تاجری و کاسبی کردن خدماتی را ارائه دهیم، مزدی دریافت کنیم، این ها را هم باید جزء عبادات تلقی بکنیم؛ فرمود عبادت ده قسمت است که نه جزء آن طلب حلال است.
یأس و نا امیدی یکی از مکرهای ابلیس
امشب یک نکته ای را می خواهم عرض کنم و باز یک تعدادی از روایات نورانی را خدمت شما تقدیم کنم و آن این است که یکی از مکر های ابلیس و فریب هایی که می زند و گرفته و می گیرد، “یأس” است. ابلیس یکی از راه هایش برای اینکه انسان را نابود بکند این است که انسان را مایوس می کند؛ چطور آدم را مایوس می کند؟! خیلی زمزمه های ابلیس موذیانه است، به حدی که شما به این راحتی نمی توانی جوابش را بدهی؛ ابلیس روان شناس است، انسان شناس فوق العاده ماهری است، به بچه هایش هم این را یاد داده است، می داند چطور باید صحبت کند که اصلا ما متوجه نشویم کسی با ما صحبت کرده است، بعد فکر می کنیم که خودمان به این نتیجه رسیده ایم، فکر می کنیم خودمان حس می کنیم که اینطور است، ابزارش را هم خدا به او داده است، ابزارش این است که در سینه ی ما یک طوری وسوسه می کند که فکر می کنیم خودمان هوس کردیم، البته کِید شیطان ضعیف است، خداوند متعال در قرآن فرمود، ولی امکان وسوسه کردن را به او داده است؛ چطور وسوسه می کند و انسان را به یأس می رساند؟! مثلا می آید به آدم می گوید که حالا شما که دیگر از اولیای خدا که نیستی، شما می گویی خب بله، می گوید خب دیگه، حالا فکر کردی چه کار کردی مثلا! با یأس زیر پای آدم را خالی می کند، می گوید حالا خدا بیکار است که به تو نگاه کند در بین این همه بنده هایش! انقدر کارهای بهتر از تو انجام داده اند! تو می گویی بله، درحالی که نباید بگویی بله، باید محکم بایستی، بگویی چرا خدا نگاه نکند! مگر انتظار داشت که من چه کاری انجام دهم. گاهی مواقع باید در مقابل ابلیس خودت را تحویل بگیری. می آید می گوید شما که مثل امام خمینی نمی شوی که! شما نباید بگویید بله، برای چه نمی شود! مگر امام دعا نمی کردند که خدایا من را با حاج عیسی محشور کن؟ حاج عیسی چایی می ریخت، خدمتی می کرد، اتاق امام را جارو می کرد( هر چند که دیده شده که امام اتاق خودشان را خودشان جارو می کردند؛ حضرت امام کارهای خودشان را خودشان انجام می دادند) ولی خب در عین حال یک خادمی هم بوده که کمک می کرده؛ امام در نماز شبش دعا می کرد که خدایا من را با حاج عیسی محشور کن، حاج عیسی خب یک مستخدم است، چایی می ریزد، شما شغلتان ممکن است پیشرفته تر از مستخدمی و چایی ریختن باشد، چرا ما خودمان را انقدر جا بگذاریم!
به اندازه امید به خدا استغفار کنید نه به اندازه گناهان
ابلیس آدم را نا امید می کند، نا امید نشوید، متواضع باشید ولی نا امید نشوید، مغرور نشوید ولی نا امید هم نشوید؛ ابلیس انسان را هم مغرور می کند؛ چرا نا امید می شوید! خیلی وقت ها آدم نا امید می شود دیگر در خانه ی خدا گریه اش نمی آید، دیگر حال ندارد برود عبادت. انسان باید یک عملیاتی انجام دهد که از یأس در بیاید. می دانید آدم ها چقدر استغفار می کنند؟ بر چه اساسی استغفار می کنند؟ به اندازه ی گناه که استغفار نمی کنند، به اندازه ی امیدشان به بخشایش الهی استغفار می کنند. آدم ها چقدر می گویند الهی العفو؟ نه به اندازه ی گناهی که کرده اند، حتی نه به اندازه ی ترس از عذاب، آدم ها به مقدار امیدشان به رحمت خدا الهی العفو می گویند. چرا اولیای خدا بیشتر از ما مناجات می کردند؟ چون آن ها امیدشان بالاتر بود؛ ما می زنیم خودمان را ناامید می کنیم، ابلیس هم می آید قشنگ در گوش مان می خواند! مغرور نباید بشویم ولی مأیوس هم نباید بشویم.
پیامبر گرامی اسلام در سخنی فرموده اند: «اِنَّ ‌اللهَ تَعالی یُحِبُّ اَنْ یَری عَبْدَهُ تَعِباً فی طَلَبِ الحَلالِ» خدا دوست دارد بنده ای را ببیند که دارد سختی می کشد در طلب حلال. این روایت ها را می خوانم که یأس ها کنار، یعنی معیشت چقدر در معنویت تاثیر دارد، روایاتش را ببینید بخدا قسم روحیه پیدا می کنید، یأسی که ابلیس به همه می دهد در شما از بین خواهد رفت.
در روایت دیگر می فرماید: «مَنْ أَکَلَ مِنْ کَدِّ یَدِهِ» کسی که نتیجه ی زحمت خودش را بخورد( زحمت کشیده است مال حلال به دست آورده، دارد می خورد) «مَرَّ عَلَى الصِّرَاطِ کَالْبَرْقِ الْخَاطِف» از صراط عبور می کند عین برق؛ چرا؟ کاسب بوده است، کارگر بوده است، خودش پول در آورده خورده.
کار کردی روحیه ی معنوی بگیر؛ شب های قبل می گفتیم می خواهی کار کنی معنویت الهی داشته باش، امشب می گویم کار می کنی روحیه ی معنوی از آن بگیر، با روحیه برو در خانه ی خدا. یادتان باشد خیلی ها نمی روند در خانه خدا فقط به دلیل یأس، می گویند خدا که ما را تحویل نمی گیرد! طرف آمده در حرم امام رضا(علیه السلام)، خیلی حس عرفانی هم گرفته بود، من را صدا کرد گفت حاج آقا، گفتم بفرمایید، می گفت حاج آقا چه کار کنیم امام رضا(علیه السلام) یک گوشه چشمی به ما بیاندازد؟! بیچاره امام رضا(علیه السلام) تو را بغل گرفته است، اگر به تو نگاه نمی کرد که اصلا تو را راه نمی داد در حرم؛ چقدر برداشت تو از امام رضا(علیه السلام) بد است، این ها یأس است دیگه.
طرف آمد به امام رضا(علیه السلام) گفت آقا «لاَ تَنْسَنِی مِنَ اَلدُّعَاءِ» فراموشم نکن از دعا، آقا فرمود مگر من فراموش می کنم که شما می خواهید سفارش کنید! گفت آقا ببخشید، فرمود چرا گفتی ببخشید، گفت خب چون شما فراموش نمی کنید دیگه، گفت روی چه حسابی من فراموش نمی کنم؟ (فهمیدی گفتی ببخشید یا همینطور رو هوا گفتی ببخشید)، طرف گفت که خب شما برای دوستانتان دعا می کنید، من هم جزء دوستان شما هستم، خب دعای شما شامل حال من هم می شود دیگر و من نباید می گفتم «لاَ تَنْسَنِی مِنَ اَلدُّعَاءِ»، آقا فرمودند نه اینطوری نیست، گفت آقا جان پس چطور من را دعا می کنید؟ فرمود هر موقع تو دوست داری من تو را دعا کنم، همان موقع منِ امام رضا دارم خصوصی برای تو دعا می کنم. الان شما می دانید حضرت ولی عصر (ارواحنا له فداه) برای تک تک شما دعا می کند، مگر می شود دعا نکند.
«مَنْ أَکَلَ مِنْ کَدِّ یَدِهِ حَلَالًا» اگر کسی با زحمت دست خودش کار کرده است پول حلال بدست آورده است، این را نوش جان کند «فُتِحَ لَهُ أَبْوَابُ الْجَنَّهِ یَدْخُلُ مِنْ أَیِّهَا شَاء» خدا درهای بهشت را برای او باز می کند می گوید از هر دری می خواهی برو. شما تا به حال شنیده بودید که کار انقدر ثواب دارد؟ چرا نشنیده ایم! چون سال ها زحمت کشیده اند که بگویند راه دین از راه دنیا جدا است، و این زحمتی که کشیده اند بالاخره یک اثراتی داشته است دیگه. ما کار را عبادت تلقی نمی کنیم، این آن اشتباهی است که باید برطرفش کرد.
یک روایت دیگر برای شما بخوانم، می فرماید: «مَنْ أَکَلَ مِنْ کَدِّ یَدِهِ نَظَرَ اللَّهُ إِلَیْهِ بِالرَّحْمَهِ» کسی که با زحمت پول در می آورد می خورد، خدا با رحمت به او نگاه می کند «ثُمَّ لَا یُعَذِّبُه أَبَدا» سپس او را ابدا عذاب نخواهد کرد؛ چون زحمت کش است، کار می کند پول در می آورد.
یأس از رحمت حق، خیلی بد است و من این را به شما بگویم که اجمالا همه مأیوس هستند، چون این ابلیس کار می کند، یأس را به همه تزریق می کند.
کسی که نان خودش را بخورد جزء انبیاست
یک روایت دیگر: «مَنْ أَکَلَ مِنْ کَدِّ یَدِهِ» کسی که نانش را از زحمت خودش بخورد «کانَ یومَ القِیامهِ فی عِدادِ الأنبیاءِ» روز قیامت جزء انبیاء به حساب می آید «و یَأخُذُ ثَوابَ الأنبیاءِ» و ثواب انبیاء را پیدا می کند. این حرف ها شوخی نیست؛ حضرت امام در قنوت نماز شبش دعا می کرد خدایا من را با حاج عیسی محشور کن. نظام معنویت یک نظام بسیار زیبایی است، خیلی با شکوه است. معیشت جزء عبادت است، نُه قسم عبادت است، معیشت را هم شما یک یا الله بگو و شروع کن، نماز می خوانی یا الله می گویی و شروع می کنی برای کارت هم یا الله بگوی و شروع کن، یا علی بگو و شروع کن؛ بگو خدایا من دارم با تو معامله می کنم، من به عشق فرمان تو دارم کار می کنم، روزی که می رسد، به تنبل ها هم می رسد، به دزدها هم می رسد، روزی می رسد ولی من می خواهم روزی من … ، بعد برو در خانه ی اهل بیت(علیهم السلام) «وَرِزْقَ اَرْزاقَنا بِهِ مَبْسُوَطهً» خدایا روزی من را به دست امام زمان به من بده، من می خواهم به واسطه ی امام زمان پولدار بشوم، آقا به من عنایت کند.
امیرالمومنین علی (علیه السلام) داشتند می رفتند مسجد، دهنه ی اسب را دادند دست یک کسی و رفتند نماز بخوانند، این غلامِ که دهن اسب را به دست او داده بود دید که حالا که کسی نیست دهنه را برداشت برد(دزدید)، حضرت آمدند بیرون فرمودند پس این غلام چه شد؟! گفتند نیست، فهمید که دزدیده، حضرت یک تاسفی خوردند، پولی در دستشان بود (دو دِرهم)، فرمودند که قنبر (غلام خود حضرت) را صدا بزنید، صدا زدند، بعد فرمود که آقای قنبر این پول برو بازار یک دهنه ی اسب برای من بگیر بیاور، رفت بازار دهنه ی اسب خرید آورد، آقا دید دهنه ی اسب خودش است، رفته بود در بازار به مالخرها فروخته( چقدر فروخته بود، یک و نیم درهم)! امیرالمومنین(علیه السلام) گفتند نگاه کن من این پولی که در دستم بود آماده کرده بودم به عنوان دستمزد بدهم به این، رفت از طریق دزدی کمتر گیر او آمد. آن هایی که دزدی می کنند، دزدی نکنند یک مقدار صبر کنند، از طریق درستش می آید. حالا دزدی هم اقسامی دارد، یک کسی از کار کم می کند، یک کسی از محصولی که تولید می کند کم می کند و…، آن کسی که پول می گیرد اما درست کار نمی کند حرام است.
روزی زیاد, معیشت آسان و خوب, حسن خلق ؛ حسنه های دنیا
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «رِضْوَانُ اللَّهِ وَ الْجَنَّهُ فِی الْآخِرَهِ وَ السَّعَهُ فِی الرِّزْقِ وَ الْمَعَایِشِ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ فِی الدُّنْیَا» یعنی آن حسنه ای که در آخرت می خواهی بهشت است، حسنه ای که در دنیا می خواهی چند چیز است: ۱- روزی زیاد ۲- معیشت آسان و خوب ۳- حسن خلق.
یک نصیحت معنوی از امام صادق(علیه السلام) : «لا تَکسِلوا فی طَلَب مَعایِشکم فَاِن آبائنا کانوا یَرکَضون فیها و یَطلُبونها» در پول در آوردن تنبلی نکنید. پدران ما می دویدند در طلب روزی و روزی را طلب می کردند. دوستان من، ما اگر می خواهیم دینمان را درست کنیم، دین یعنی همین حرف هایی که الان داریم می زنیم، خوب کار کنیم، زیاد کار کنیم، ان شاءالله مدیران مملکت از بین شماها باشند، پر کار، مدیر مملکت زیاد کار کند برای همه کار درست می کند.
امام باقر(علیه السلام) می فرماید: «مَنْ کَسِلَ عَنْ أَمْرِ دُنْیَاهُ فَهُوَ عَنْ أَمْرِ آخِرَتِهِ أَکْسَل» کسی که در زندگی دنیا برای پول در آوردن کِسِل باشد، در امور معنوی و آخرتیش کسالت او بیشتر است، نماز او هم به درد نمی خورد. بد است خداوند متعال می فرماید برو کار کن، من دو چیز به تو می دهم: ۱- برکت در دنیا ۲- نور معنوی و ثواب اخروی!
روضه امام حسین علیه السلام
الهی همه ی عالم فدای اباعبدالله الحسین(علیه السلام) که سفارش کرد، زینبم من را در دعای خودت فراموش نکن، و یک ماموریتی را به زینب کبری(سلام الله علیها) دادند؛ بدن امام حسین(علیه السلام) را امام زین العابدین (علیه السلام) به خاک سپرد، اما وجود اباعبدالله الحسین(علیه السلام) را زینب(سلام الله علیها) به خدا سپرد، آمد کنار گودی قتلگاه صدا زد خدایا این قربانی کوچک را از ما قبول کن. ما امشب خیلی با هم گفتگو کردیم مأیوس نباشیم، حالا چطور مغرور نباشیم؟ شما را می برم کنار گودی قتلگاه می گویم این حسین (علیه السلام) است، این زینب (سلام الله علیها) است، ای بدن پاره پاره ی حسین(علیه السلام) است، آن وقت زینب (سلام الله علیها) باید صدا بزند خدایا از ما قبول کن، ما چه ارزش داریم در مقابل بدن پاره پاره ی حسین(علیه السلام)، ما هم باید از خدا تمنا کنیم که خدایا از ما قبول کن، اگر این را نگوییم می شویم مغرور؛ خدایا ایم قربانی کوچک را از ما قبول کن. چه خبر است بارگاه ربوبی که فاطمه ی زهرا(سلام الله علیها) صدا زد علی جانم من را به خاک سپردی کنار قبرم یک کمی قرآن بخوان، زود من را رها نکن، چه خبر است بارگاه با عظمت ربوبی که اینطور آدم باید صدا بزند. می گوید نزدیک گودی قتلگاه شدم دیدم زمزمه ی حسین دارد به گوش می رسد، گفتم حتما دارد ما را نفرین می کند، نزدیک شدم دیدم نه، دارد با خدا مناجات می کند، خدایا حسینت را در پناه خودت قرار بده، من را بپذیر یا غیاث المستغیثین به فریاد حسینت برس، حسین دارد مهمان تو می شود.
أَلاَ لَعْنَهُ اللّهِ عَلَى القَوم الظَّالِمِینَ.

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد