منو

دوشنبه, 05 تیر 1396 - Mon 06 26 2017

دختري 6 ساله دارم که خيلي دروغ مي گويد

  • نوشته شده توسط گروه پژوهشی و تبلیغی تبارک(Www.Tabarak.ir)
  • دسته: فرزندان
  • بازدید: 411

 

دختري 6 ساله دارم که خيلي دروغ مي گويد؛ من چگونه مي توانم به او كمك كنم كه دروغگویي را ترك كند؟
 
با سلام و عرض ارادت خدمت شما پرسشگر گرامي؛ از اينكه با اين مركز در ارتباط هستيد خرسنديم و اميدواريم كه ارتباط شما با ما تداوم داشته باشد.
همه انسانها در محدوده اي برابر پا به عرصه وجود مي گذارند. هيچكس از كودكي دروغگو به دنيا نيامده است. همه انسانها راه فكر كردن و توجيه اعمال خويش را از ديگران آموخته و تكامل يافته اند. درستي يا نادرستي از طريق كلمات و اعمال ديگران به ما القا مي شود و ما اين كلمات و اعمال را در ذهنيات خود تلفيق كرده، سرانجام شخصيت خود را شكل مي دهيم.
والدين نقش مهمي در تكوين شخصيت فرزندان خود بازي مي كنند و اين نقش در سالهاي اوليه تربيت كودكان ارزشي به غايت والا دارد. براي اينكه فرزندان خود را راستگو تربيت كنيم ابتدا مي بايست نسبت به اعمال خود نهايت دقت را داشته باشيم و نيز درارتباط خود با ديگران دقت كنيم، زيرا در يك جامعه معمولاً تربيت هاي متفاوتي وجود دارد.
تربيت كودك مي بايست از همان دوره طفوليت او آغاز شود. صداقت و راستگويي از مواردي است كه بايد قبل از سنين مدرسه به آن توجه شود. البته در سنين زير هفت سال و حتي دوران دبستان، لازم نيست مفهوم دروغ گويي را به او آموزش دهيم، بلكه فضاي خانواده را به گونه اي تنظيم مي كنيم كه او به صورت غير مستقيم درستي و صداقت را ياد بگيرد. البته ما بايد توجه داشته باشيم كه كودك اساساً قصد فريب والدين را ندارد، ولي توجيهات او راهي براي فرار از مجازات است.
كودكان در اين سن و سال معمولاً به دو شكل دروغ مي گويند كه نخستين آن خيال پردازي است، كودك با جعل داستان يا با طرح مبالغه آميز بعضي از واقعيات، اغلب خواسته خود را با ما درميان مي گذارد و غيرمستقيم از اميالش صحبت مي كند. در اين صورت بهتر است كه پدر ومادر در تأييد خواسته كودك حرف بزنند. دروغ نوع دوم، دروغ به اصطلاح مفيد است، دروغي است كه بزرگترها هم مي گويند و آن رابه حساب دروغ مصلحت آميز مي گذارند تا به جاي نتيجه بد، نتيجه خوب بگيرند. در اين مرحله از رشد، كودك تنها كار درست را در خواسته خود مي جويد و با استفاده از دروغ براي رسيدن به خواسته اش ترديدي به خود راه نمي دهد. در اين موارد بايد به كودك تفهيم كنيم كه از راستگويي و صداقت او خوشحال مي شويم. بايد بداند كه دروغ و دروغگويي را دوست نداريم.
بايد توجه داشت كه اين مسأله در سنين بالاتر، رفتاري ناپسند است كه به كودك، شخصيت ساختگي و تصنعي مي بخشد.
هرگاه كودك شما در موقعيت نامطمئن و ناامن قرار گيرد و احساس خطر يا حقارت كند به گفتن دروغ متوسل مي شود. كودك دروغگو به گفته هايش ايمان ندارد و به طور قاطع و صريح حرف نمي زند، به تدريج اعتماد خود را به ديگران از دست مي دهد و نسبت به اطرافيان بدبين مي شود. متأسفانه برخورد بسياري از والدين در اين موارد با تنفرهمراه است، زيرا از خود سؤال مي كنند كه چرا فرزندشان دست به چنين عملي زده است؟ در برخورد با چنين مواردي والدين نبايد به چشم يك آدم دروغگو به كودك نگاه كنند و يا دائماً به آنها ظنين باشند، زيرا چنين برخوردي عواقب ناگواري را به همراه خواهد داشت.
براي درمان دروغگويي، شناخت علل و انگیزه های آن كاملاً ضروري است؛ دروغگويي به عنوان يك مشكل، علل گوناگون و متعددي دارد كه درا ينجا به برخي از آنها اشاره مي شود.
 
انگيزه هاي دروغگويي :
كشف انگيزه ها و زمينه هاي دروغگويي، گام نخست براي مبارزه و درمان اين نوع بيماري است؛ چون با كشف انگيزه ها مي توان راه حل مناسبي براي مبارزه با اين بيماري ارايه نمود. اين انگيزه ها عبارتند از :
1- انگيزه ابراز وجود و مورد تشویق قرار گرفتن : به علت عدم آگاهي از روش هاي طبيعي اظهار وجود، فرد به گفتارهاي گمراه كننده و اعجاب انگيزي روي مي آورد تا از اين رهگذر، ضمن متوجه ساختن ديگران نسبت به خود، توجه از دست رفته را جبران كند و مورد تشویق قرار گیرد.
2- انگيزه خيالپردازي: شناسايي مرز خيال از واقعيت توسط كودكان خردسال ميسر نيست، لذا كودك دست به خيال پردازي مي زند و از آنجا كه والدين با ويژگي هاي رواني كودك آشنا نيستند، گمان مي كنند او در حال دروغ گفتن است.
3- انگيزه تشويش و اضطراب: چنانچه والدين توانايي هاي افراد را مورد نظر و توجه قرار ندهند و از آنها انتظارات بالاتر و بيشتري داشته باشند، ضمن برهم زدن تعادل شخص در مقابل فشارهاي سنگين او را مجبور مي كند تا در توجيه شكست ها به دروغ متوسل شود و از اضطراب خود بکاهد.
4- انگيزه تقليد و تأسي: نيروي بالاي يادگيري توسط كودكان خردسال باعث مي شود فرد بدون توجه به درستي يا نادرستي به محض مشاهده عمل بدان كار گرايش پيدا كند.
5- انگيزه تعارض: تصميم گيري در موقعيت هاي تعارض زا براي كودكان خردسال به علت كمبود تجربه مشكل است، زيرا آنها مي خواهند در نزد پدر و مادر هر دو محبوب باشند در حاليكه اگر والدين خود با هم تعارض داشته باشند و مخالف هم عمل كنند و فرزندان هم بخواهند نظر هر دو را به خود جلب كنند، دچار تعارض مي شوند. چنين موقعيت هاي تعارض زا دردناك ترين شرايط را براي كودكان خردسال و سايرين به وجود مي آورند، زيرا آنها را به اتخاذ روشي فريبكارانه وادار مي كنند.
 
براي كاستن از ميزان دروغگويي كودكان، اقداماتي در خانواده بايد انجام شود. اين اقدامات عبارتند از:
1. گرايش اوليا به راستگويي؛ والدين به طور جدي بايد از دادن قول هاي دروغ به كودكان خردسال پرهيز نمايند و آنچه را كه در حد توانشان است قولش را بدهند؛ دادن وعده هاي بيجا و دروغ مقدمه اي براي دروغگويي در كودكان خردسال به وجود مي آورد.
2. بردباري در برابر ناتوانايي ها و خطاها؛ متوقع بودن بيش از حد والدين از كودكان خردسال آنها را وادار مي سازد دروغ بگویند و خلافكاري كنند. همراه بودن با آنها و بردباري نشان دادن در راه كسب مهارت هاي لازم به مرور زمان و جبران اشتباهات، يك اقدام اساسي در جلوگيري از رشد روحيه دروغگويي است. والدين بايد از هر كودك انتظاراتي داشته باشند كه با واقعيات و امكانات او منطبق است، در غير اين صورت، دروغگويي كودك تقويت و تشديد خواهد شد. چون كودك توان عملي ساختن خواسته هاي اطرافيان را ندارد، به گفتن دروغ متوسل مي شود بنابراين از كودك بايد انتظارات در حد توانش داشته باشيم.
3. عدم اتهام ؛ چنانچه متوجه شويم دروغگويي كودكان خردسال از روي قصد و اراده خاصي نيست نبايد وي را متهم به دروغگويي كرد و اين خصلت زشت را در وي به ثبوت رساند.
4. آموزش هاي والدين و تاثیر الگو؛ اگر كودكان خردسال به سمت پيداكردن يك الگو و معيار مشخص رفتاري هدايت شوند، اين الگوها، تأثيرگذار بر رفتار آنها مي شوند و رفتارهاي نادرست اخلاقي از جمله دروغگويي به عنوان اعمالي غيرمجاز، زشت و ناپسند در ذهن آنها تثبيت و ارزشيابي مي شود.
5. زمينه ايجاد دروغ فراهم نشود؛ با كودكان، هرگونه كه رفتار كنيم آنها نيز با ما همان گونه رفتار خواهند كرد. اگر با آنها با آزادي و بدون تحكم و دستور دادن شديد رفتار شود و مجبور به اطاعت كوركورانه نباشند و رفتار و سلوك ما با آنها دوستانه باشد آنها نيازي به دروغ گفتن ندارند و به فكرشان هم خطور نمي كند و به همان ترتيب و صادقانه با ما رفتار خواهند كرد.
6. به ياد داشته باشيم كه كودكان بيش از اينكه از گفتار ما بياموزند از رفتار ما ياد مي گيرند كه چگونه رفتار كنند.
7. سعي كنيد در برخورد با اين موضوع عواطف منفي خود را كنترل كنيد. در برابر رفتار او دست پاچه نشويد و بر اعصاب خود مسلط باشيد.
8. كمك و درمان در مورد فردي كه دروغ مي گويد، بستگي تام به شناخت انگيزه هاي حاكم بر رفتار او دارد. تلاش كنيد انگيزه ها، علل و زمينه هاي دروغ گويي كودك خود را شناسايي كنيد و با تمام وجود اين علل و عوامل را از بين ببريد.
9. چنانچه احساس مي كنيد علت دروغ گويي فرزندتان بي توجهي والدين به اوست، با صحبت كردن و عملكرد صحيح خود، او را متوجه كنيد كه هم شما و هم ديگران برايش ارزش قائليد و دوستش داريد. اين كار موجب مي شود كه حس «مورد توجه ديگران بودن» را جايگزين عمل نادرست دروغ گویی كند. مي توانيد در طول روز زماني را براي بازي كردن با او مشخص كنيد تا از اين طريق او احساس كند كه مورد توجه پدر و مادرش قرار دارد.
10. از ديدگاه روانشناسي اعتراف خواستن از فردي كه دروغ مي گويد و يا تهمت زدن به او در نزد ديگران، بسيار غير عاقلانه و ناصحيح است، زيرا با اين گونه روش ها به ندرت به ريشه اصلي و علت بنيادي مشكل مي توان پي برد. در ضمن اين روش موجب نهادينه شدن دروغ گويي در كودك مي شود.
11. به او اجازه دهيد احساسات خود را براي شما بيان كند. كودك بايد احساسات خود را آزادانه ابراز كند و در صورتي كه بيان احساسات، باعث آزار و اذيت اطرافيان شود، بايد به كودك آموخت كه به تدريج اين احساسات را جايگزين احساسات خوشايند کند و نبايد براي احساساتش تنبيه شود. براي نمونه اگر كودكي از برادر كوچكش خوشش نمي آيد، بايد به او اجازه داده شود كه احساساتش را بيان كند، پس از شنيدن نظر كودك، والدين بايد ضمن تحليل رفتار خود با كودك و يافتن علل پيدايش چنان احساسي به راهنمايي كودك و تغيير رفتار و احساسات او مبادرت ورزند. در مواردي كه كودك مرتكب كار خطايي شده ولي راست مي گويد، بايد به ملايمت و به طور صحيح به او تذكر داده شود كه رفتارش درست و پسنديده نيست و بايد آن را تغيير دهد. هشدار به كودك، همدردي با او در مواردي كه لازم است، ناديده گرفتن حرفهاي كودك و بي توجهي به آنها از روشهايي است كه در مواقع مشخص مي تواند براي پيشگيري و درمان دروغگويي كودكان استفاده شود.
12. هيچ گاه او را با كودك ديگري مقايسه نكنيد تا مجبور نشود براي بهتر جلوه دادن خود دروغ بگويد.
13. يكي از عوامل دروغگويي، ترس در كودكان است. اگر كودك به سبب راستگويي تنبيه شود، در آينده براي نجات و رهايي از مجازات به دروغگويي متوسل مي شود.
موفق باشید. باز هم با ما سخن بگویید.
منابع و مآخذ:
1- ماهنامه ي تخصصي كودك
2- نوابي نژاد، شكوه، رفتارهاي بهنجار و نابهنجار كودكان و نوجوانان، تهران، انتشارات انجمن اوليا و مربيان جمهوري اسلامي ايران، چاپ سوم، 1372.
 
 

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد