منو

شنبه, 09 ارديبهشت 1396 - Sat 04 29 2017


Deprecated: Non-static method JApplicationSite::getMenu() should not be called statically, assuming $this from incompatible context in /home/tabaraki/public_html/templates/kh_yasin/ftmyn/framework/helper.layout.php on line 111

Deprecated: Non-static method JApplicationCms::getMenu() should not be called statically, assuming $this from incompatible context in /home/tabaraki/public_html/libraries/cms/application/site.php on line 272

Deprecated: Non-static method JApplicationSite::getMenu() should not be called statically, assuming $this from incompatible context in /home/tabaraki/public_html/templates/kh_yasin/ftmyn/framework/helper.layout.php on line 111

Deprecated: Non-static method JApplicationCms::getMenu() should not be called statically, assuming $this from incompatible context in /home/tabaraki/public_html/libraries/cms/application/site.php on line 272

انتقال مفاهیم انتزاعی به کودک

  • نوشته شده توسط گروه پژوهشی و تبلیغی تبارک(Www.Tabarak.ir)
  • دسته: فرزندان
  • بازدید: 412

 

 

از چه سني و چگونه بايد به بچه ها مفاهيم فلسفي را آموخت؟ مفهوم خدا و جهان ماورا و...؛ از چه سني و چگونه بايد مفاهيم اخلاقي مثل ايثار، گذشت، ادب و... را به بچه ها آموخت؟؛ بچه ها تا چه حد بايد براي بازي و شيطنت آزاد باشند؟؛ دركجا بايد با بچه دعوا كرد؟
 
خوشحاليم شما مخاطب ما هستيد؛ اميدواريم راهنماي خوبي در رابطه با اين موضوع براي شما باشيم.
اين سوالات، به علت گسترده بودن موضوعاتي كه مطرح نموده ايد نياز به بررسي مفصل دارد و در این نوشتار نمی گنجد؛ از اين رو ما در اين پاسخ فقط به بررسي مفصل قسمت اول سوال شما مي پردازيم و سوالات ديگرتان را به صورت خلاصه جواب مي دهيم.
درباره زمان آموزش مفاهيم اخلاقی و انتزاعی به كودكان، بايد بگويم اينگونه مفاهيم را حتي در سنين پائين كودكي هم مي توان به كودكان انتقال داد، اما به شرطي كه اصول اين كار رعايت شود. درباره سوال سوم شما بايد بگويم؛ بازي كودكان تا زماني كه موجب آسيب به خود كودك و يا اطرافيان او نشود؛ مي تواند محدود نشود. در پاسخ به سوال چهارم بايد بگويم زماني مي توانيم كودك را دعوا كنیم كه از دست او عصباني نباشيم؛ يعني دعواي ما جنبه تربيتي داشته باشد نه جنبه خالي كردن عصبانيت بزرگترها.
 
پرسشگر گرامي؛ ما در اين پاسخ به بررسي شيوه انتقال مفاهيم انتزاعي به کودک مي پردازيم و از آنجا كه مفهوم خدا در اين ميان اهميت بيشتري دارد، به بررسي انتقال اين مفهوم مي پردازيم؛ شما مي توانيد ساير مفاهيم انتزاعي را با توجه به شيوه اي كه در انتقال مفهوم خدا به كاررفته است به كودك منتقل كنيد.
 
والدين و تربيت ديني كودكان
 در آموزه هاي اسلام، آشنا ساختن کودک با مفاهيم ديني و جنبه هاي رفتاري آن و نيز راهنمايي او به سوي خدا، از وظايف پدر و مادر شمرده شده است. اين مهم، ممكن است در هياهوي زندگي فراموش شود يا با اين گمان كه همه اين مسائل در مدرسه آموزش داده مي شود، از برنامه اساسي خانواده حذف شود؛ در حالي كه خانه مي بايست نخستين و مهم ترين پايگاه فراگيري دين و انس با آن باشد.
ما بر اين باوريم كه فرزندانمان با سرشتي خداجو به دنيا مي آيند ولي گاه در مسير تحول خويش به دليل پاره اي اطلاعات نادرست يا فضاي نامطلوب خانوادگي و اجتماعي گرفتار انحراف هاي فكري شده،‌ از شناخت درست خدا با مي مانند.
پدر و مادري كه كه از سر سهل انگاري، ذهن شفاف و پرسشگر كودك را درباره خداوند و ويژگي های او به خوبي پر نسازند، در آينده با فرزندي روبرو مي شوند كه خداوند را به گونه اي نادرست و با برداشت هايي ناصواب شناخته است. از اين رو توجه به شناخت درست و آگاهانه كودك در منزل، به اندازه اعتدال و توانايي والدين، مي تواند خانه را به منزله نخستين پايگاه خداشناسي قرار داده و ‌اطلاعات پايه را به فرزندان منتقل كند. آري خانه نخستين مدرسه اي است كه رشد معنوي كودك در آن شكل مي گيرد. پدر و مادر نخستين آموزگاران اويند. آنچه كه كودك در محيط خانواده ياد مي گيرد، اغلب عميق تر و پايدارتر از مطالبي است كه در ديگر مكان ها فرا مي گيرد.
 
فهم كودكان از خدا
 شناخت كودكان بسيار محدود و به دوره سني خودشان منحصر است. آنان به تناسب سن و ميزان تحول عقلي و شناختي شان، ‌از مفاهيم برداشت هايي دارند. آشنايي با اين محدوديت ها و كاستي هاي شناختي، سبب درك بهتر آنان و برخوردي درست تر در رويارويي با سخناني است كه از كودكان درباره مفاهيمي چون خدا، فرشتگان و ديگر موضوع هاي ديني مي شنويم.
پژوهش هاي روان شناسان و نظريه هاي ايشان در رشد ديني، اطلاعات مفيدي را در اختيار والدين و مربيان مي گذارد. همچنين چگونگي درك و فهم كودكان را از مفاهيم مجردي مانند خدا، شيطان و... روشن مي سازد. بدين ترتيب مي توانيم نگراني هايمان را در بعد تربيتي كاهش داده، بر پايه ظرفيت فرزندانمان، روش هاي آموزشي-مذهبي را پيش گيريم.(شما براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد سير تفكر كودك درباره خدا مي توانيد به كتبي كه در پايان اين پاسخ به آن اشاره مي شود، مراجعه كنيد).
 
تعريف خدا براي كودك
 پس از بيان نكات بالا نوبت به روش ها و راهكارهاي معرفي خدا به كودك است :
1. بهره گيري از داستان :
كودكان الفتي شيرين و باور نكردني با داستان دارند. برخي از مشكلات رفتاري كودكان را مي توان با طرح داستان حل كرد و يا لااقل آمادگي ذهني آن را بوجود آورد. همچنين مي توان از داستان براي انتقال بهتر مفاهيم استفاده كرد؛ شيوه اي كه قرآن از آن استفاده كرده است. سوره هاي گوناگون قرآن، سيره پيشوايان ديني، منش انسان هاي خدا شناس، همه مي تواند در خدمت خداشناسي كودكان قرار گيرد. در طرح داستان هاي ديني بايد دقت شود كه از بيان رويدادهاي مربوط به عذاب هاي خداوند و سخت گيري او بر بندگانش بپرهيزيم. در مقابل بيشتر به بازگويي داستان هايي بپردازيم كه چهره اي جذاب، صميمي و مهربان از خداوند دارد.
2. بيان علاقه خدا به كودك :
اگر كودك بداند كه خداوند او را دوست دارد و وجود پدر و مادر مهربان، دوستان خوب، بدن سالم و با نشاط و خوراكي هاي لذيذ همه و همه هداياي خداوند است، زمينه هاي آغازين شناخت بهتر خدا در او شكل مي گيرد. اين پندار بايد در ذهن كودك جاي بگيرد كه خدا او را دوست دارد و مي خواهد او فردي شايسته و خوشبخت شود؛ خدايي كه دوست داشتني، مهربان و صميمي تر از پدر و مادر است.
3. استفاده از شيوه هاي بديع :
براي شناساندن خدا به كودك بايد از روش ها و سبك هاي گوناگون بهره برد. سرود، شعر و ديگر روش هايي كه براي كودك جذابيت دارد و به جاي گفتار بر ديدار تاكيد كند.
4. مثال بزنيد :
در تمثيل، مجهولات ماورايي با استفاده از داشته هاي مادي توضيح داده مي شود. در اين زمينه به نكات زير توجه كنيد :
الف) تمثيل مناسب بسازيد. به عنوان مثال مي توانيد خوبي را به روشنايي و بدي را به تاريكي تشبيه كنيد. (كودكان از تاريكي خوششان نمي آيد) براي كودكان بزرگ تر، خدا را به نوري تشبيه كنيد كه بر همه چيز مي تابد و باعث طراوت آن مي شود.
ب) بر معاني و محتواي تمثيل ها تاكيد كنيد. براي درك مفهوم خدا در همه جا، نور، تمثيلي بسيار غني است.
 
خدا كيست؟
 در پاسخ به اين سوال توجه به چند نكته راهگشاست :
والدين در جواب به اين سوال از مفاهيمي استفاده مي كنند كه حتي براي بزرگسالان هم قابل درك نيست مفاهيمي مانند : ازلي، جاودان، مطلق و... براي پاسخ گويي به سوال فرزند خود اين اصل را مورد توجه قرار دهيد : پاسخي به او دهيد كه با نيازهاي كنوني او در ارتباط باشد، براي اين كار بايد به دو نكته توجه كنيد :
1. رشد فكري فرزندتان در چه حدي است؟
2. فرزند شما چه نياز ويژه اي دارد؟
- او چه لغاتي را درك مي كند؟ افراد بالغ واژه هايي مانند ازلي، ابدي و... را درك مي كننند اما ذهن كودك از درك اين مفاهيم عاجز است، براي كودك بايد از اين كلمات استفاده كرد : قدرتمند، هميشه، همه جا.
- خدا را بايد با چه چيزهايي مقايسه كرد تا براي فرزندتان قابل درك باشد؟
 ما معمولا براي درك مجهولات خود و پديده هاي جديد، آن را با دانسته هاي خود مقايسه مي كنيم. براي كودك نيز از همين شيوه كمك بگريد. به فرزند خود بگوئيد : قوي ترين فردي را كه مي شناسي كيست؟ خدا از او هم قوي تر است. خدا بيش از پدر و مادر مراقب توست. وقتي خوش رفتاري تو با كودك فلج را ديدم ياد خدا افتادم.
- زماني كه كودكتان مي پرسد خدا كيست؟ همين سوال را از او بپرسيد و توضيحات بعدي خود را بر اساس شناخت كودك خود از خدا تنظيم كنيد.
 
چند نكته تكميلي
 1. همانطور كه بيان شد كودك در هر دوره از رشد خود ادراك خاصي از خدا و توانايي او دارد. كودكان در سنين 3 تا 6 از درك مفاهيمي درباره خدا، شكل، مكان و خصوصيات او ناتوان هستند و از خدا تصويري انسان گونه و خام دارند. در سنين 6 تا 9 از خدا تصوري مادي دارد و از درك مفاهيم انتزاعي ناتوان است. در سنين 9 تا 13رفته رفته كودك توان درك مفاهيم انتزاعي را مي يابد. در اين سنين كودك درك مي كند كه نمي توان خدا را با چشم مشاهده كرد. همانطور كه مي بينيد به مرور زمان توانايي ذهني كودك پيشرفت مي كند و او آماده مي شود تا دركي مطابق با واقعيت از خدا پيدا كند. چنانچه پدر و مادري پيش از اينكه كودك توانايي درك مفاهيم انتزاعي را داشته باشند، سعي در القا اينگونه مفاهيم به كودك را داشته باشند، ره به جايي نخواهند برد. بنابراين در گفت و گو هاي خود درباره خدا با كودك، توانايي ذهني او را مد نظر بگيريد و به ياد داشته باشيد كه بسياري از فهم هاي او از خدا كه براي ما عجيب است به مرور زمان و رشد توانايي ذهني او خود به خود رفع مي شود.
2. اطلاعات خود را درباره توانايي هاي ذهني كودك در طول دوران رشد را افزايش دهيد. براي اين منظور كتبي كه درباره روان شناسي رشد نگاشته شده است، پيشنهاد مي شود.
3. چنانچه در حضور كودك خود درباره خدا صحبت مي كنيد، سعي كنيد كلماتي كه به كار مي بريد در حد توان ذهني او باشد و از به كار بردن مفاهيم انتزاعي پرهيز كنيد.
4. چنانچه كودك شما از خدا برداشتي غلط داشت، براي اصلاح اين برداشت به جاي بحث از مفاهيم انتزاعي و استدلال هاي مشكل، بايد توانايي ذهني كودك را مد نظر گرفت.
5. والدين نبايد انتظار داشته باشند كه فرزندشان در مدت كوتاهي ، همه مسائل توحيدي و ويژگي هاي خداوند را بشناسند؛ اين پندار و انتظار بسيار خطرناك و آسيب زا است. لازم است پدر و مادر در همان روزهاي نخست، رفته رفته زمينه را در كودك فراهم كرده، اطلاعاتي را به فرا خور درك و نياز او درباره خدا ارائه دهند.
پرسشگر گرامي چنانچه احساس مي كنيد قسمت هاي ديگر سوال شما نياز به توضيح بيشتر دارد، دوباره با ما مكاتبه كنيد.
 
منابع :
1. خدا در زندگي كودكان، ابراهيم اخوي، انتشارات موسسه امام خميني(ره).
2. آموزش مفاهيم ديني همگام با روان شناسي رشد، ناصر باهنر، نشر بين الملل.
معرفي منابع براي مطالعه بيشتر :
منابعي كه در بالا ذكر شد و كتاب كليد هاي آموختن به كودكان درباره خدا،‌ اريس باب، ترجمه مسعود حاجي زاده،‌ انتشارات صابرين.
موفق باشید. بی صبرانه منتظر مکاتبات بعدی شما هستیم
 
 

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد